تبلیغات |
آزاد دندانپزشکی-ورودی مهر 84 آزاد دندانپزشکی-ورودی مهر84
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
قایق معروف امیر امارت که قرار است تا جزایر سه گانه ایرانی بیاید و بر گردد!!! ![]() طبقه بندی: عمومی، برچسب ها: قایق پیشرفته امارات، حمله به جزایر ایرانی، خلیج فارس، [ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
نرم افزار کاهش دهنده حجم عکس بعد از دانلود بروی SET UP کلیک کرده سپس به ترتیب: NEXT I ACCEPT THE AGREMENT NEXT NEXT NEXT CREAT ICON ON DESKTOP NEXT INSTALL [ پنجشنبه 31 فروردین 1391 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
![]() روزگاری تهدید معنای کوتاه ,کوچک ,زبانی یا رفتاری داشت اما امروز آنچنان امپراطوری رسانه ها اثر گذار است که حتی از سلام دیگران هم تهدید یا توبیخ یا تشویق می سازند.
خانه ای را تصور کنید که اهل خانه اش در آرامش نشسته اند ,یکی وارد می شود و با جمله ای کوتاه می گوید عجب آتشی بود,ناگهان از فضای بیرون خانه فریادی بلند می شود که داد می زند آتش ,لحظاتی بعد صدای رد شدن یک ماشین آژیر دار شنیده می شود.لاجرم همه نگاهها و اذهان معطوف آتش می شود و وضعیت ذهن های زنده آن خانه برای دقایقی از تمام اشتغالات خود فارغ شده و به آتش می اندیشند ,هیچ کس حقیقت واقعه بیرون را نمی داند اما التهاب آن به سرعت وارد خانه شده است ,حقیقت بیرونی قضیه این است که فردی که وارد خانه شده در مسیر برگشتش شعله های آتشی دیده بود که افرادی از روی آن می پریدند ,آنکه از بیرون خانه داد می زد آتش ,کارگر افغانی ساختمان نیمه کاره کناری بود که سردش شده بود و دوستش را برای آوردن حلبی و درست کردن آتش صدا می زد و صدای آژیر , ماشین آتش نشانی سیاری بود که چهارشنبه های آخر سال وظیفه دارند در سطح شهر حضور داشته باشند.
هیچ یک از این سه واقعه به تنهایی حادثه ای حاد و انسان هراس نیستند اما وقتی در کنار یکدیگر قرار می گیرند یک تولیدی دارند که سبب یک برداشت و تلقی می شوند و این برداشت قادر است یک فضا بسازد و این فضا بر زندگی افراد حاظر در خانه اثر می گذارد .پس خلاصه اش این می شود :
اجتماع چند واقعه
ایجاد یک برداشت و تلقی
فضاسازی
تغییر یا ایجاد یک رفتار
در این پروسه تولید وقایع چندان اهمیتی ندارد بلکه چگونگی چینش وقایع جهت رسیدن به یک برداشت خاص مهم است.
آنچه امروز مسلم است مهمترین برداشتی را که غربی ها می خواهند به ملت ایران تلقین کنند احساس تهدید است.آنها هرگز حمله نخواهند کرد ,می دانند که نمی توانند اماتلقی و برداشت حمله را در دستور کار خود قرار داده اند.
یکبار مستقیم تهدید می کنند ,یکبار غیر مستقیم ,یکبار طراحی صحنه می کنند و بارها و بارها وقایعی می آفرینند که در کنار هم که قرار می گیرد اذهان داخلی را بخود مشغول سازد و این تصور پدید آید که یک اجماع جهانی بدنبال جنگ با ایران است.
آرشیو ذخیره های صفحات خبری را باز می کنم ,8 سال است که هر روز بدون استثنا یک چنین اخباری در سایت ها پراکنده است که :
اوبا ما : همه ی گزینه ها در مورد ایران روی میز است.
این یک تهدید مستقیم است
تهدید های از نوع مستقیم ابزار وحشتند و سریع بر جامعه هدف اثر می گذارند اما یک ضعف دارند و آن اینکه اگر توجهی به آن نشود و اثر خود را نگذارد باعث قدرت و اعتبار کشور تهدید شده می شوند و به همین دلیل است که اخیرا نوع دیگری از تهدید به مرحله اجرا در آمده است که منظور از اخیرا ,دو سال اخیر می باشد و این نوع تهدید را می توان (تهدید از نوع شخص ثالث ) نام نهاد.
در همین چند روز اولیه سال جدید بسیاری از خبرهای اینچنینی را بروی سایت ها می توانید ببینید :
تذکر آمریکا به اسراییل پیرامون حمله به ایران
پیام وزیر امور خارجه روسیه به اسراییل پیرامون حمله به ایران
مذاکرات وزیر امور خارجه آلمان با همتای اسراییلی اش پیرامون حمله به ایران
هشدار چین پیرامون حمله اسراییل به ایران
چه دریافتی از این پیامها می توان داشت ؟!
این نوع تهدید شخص ثالث برندگی کمتر اما دراز مدت تری خواهد داشت و این استنباط از آن بدست خواهد آمد :
1-آنها به دنیا می گویند در کنار شما کشور قدرتمند اما تجاوزگری بنام اسراییل وجود دارد که به هر کس که مقابل ما قرار گیرد حمله خواهد کرد البته اگر چتر حمایت و همکاری با ما بر سرتان باشد از این حمله در امان خواهید ماند و البته آنهایی که مانند چین و روسیه باجگیران دنیا هستند این پیام را دارند که این ماییم که مانند سپری شما را محافظت می کنیم و هزینه آنرا هم از شما خواهیم خواست و اگر نبودیم کشور شما در جنگی خانمانسوز گرفتار شده بود.
2-هویت سازی برای خود.وقتی یک کشوری همچون روسیه پیام می دهد و میانجی می شود ,در حقیقت به دنیا می خواهد بگوید من هم بخشی از اهرم تاثیر گذار در دنیا هستم و این بر ارزش های هویتی آن کشور می افزاید .در مورد دیگر کشورها و بخصوص ترکیه هم این قضیه صادق است.
3-ایجاد جو ترس از جنگ در ملت ایران و انتقال این جو از مردم به مسئولین و سپس پهن کردن میز مذاکره برای 5+1 و میز حمایت برای روسیه و چین ! آنها از این ترس جنگ استفاده کرده و سعی خواهند کرد اصول خود را به ایران در شرایط ملتهب دیکته کنند و از طرف دیگر چین و روسیه چتر حمایت خود را گسترده و به بهانه این چتر از ایران سهم خواهی نمایند.
4-مدل سازی برای دنیا ,آنقدر در رسانه و پیامها از جنگ اسراییل با ایران و حمله اسراییل به ایران سخن می گویند که تمام کشورهای دنیا این مدل برایشان تداعی شود که یا با آنهایند یا در مقابل آنها که اگر در مقابل آنها قرار گرفتند وضعیتی مانند ایران برایشان فراهم شده و تهدید به جنگ خواهند شد.به نوعی فضا را برای تسلیم جهانی آماده می کنند.
یک سوالی که من در ذهنم شکل می گیرد این است که اینها اغلب راجع به حمله اسراییل به ایران بحث می کنند و در انتها نیت خود را خیر خواهی بر اساس جلوگیری از جنگ می دانند ,آیا اگر جنگ در بگیرد فقط اسراییل با ایران می جنگد یا دو طرف با هم می جنگند ,اگر قرار است دو طرف بخاطر تنش هایشان با یکدیگر وارد جنگ شوند چرا فقط طرف اسراییلی التماس می شود که وارد جنگ نشود.
سوال دیگر اینکه بهانه جنگ چیست ؟؟؟
می گویند ایران بدنبال سلاح های اتمی و کشتار جمعی است تا به دیگر کشور ها و در راس آنها اسراییل حمله کرده و این کشور را از صفحه روز گار محو نماید ,خب تحریم می کنند اما التماس هایش را پیش اسراییل می کنند که به ایران حمله نکند.بالاخره ما بدنبال سلاح کشتار جمعی هستیم و می خواهیم به اسراییل حمله کنیم یا آنها می خواهند به ما حمله کنند؟اگر اینقدر ایران ضعیف تصور می شود که هر روز یک شخص ثالثی پیش اسراییل میانجی اش می شود دیگر بهانه تحریم های آنها چیست؟!! ما تهدیدیم یا آنها ؟؟؟!
در حقیقت همه اش بازی است .نه ما به اسراییل حمله خواهیم کرد و نه اسراییلی ها اینقدر ابله اند که باریکه ای را که سالها با پول و زور از عربها دزدیده اند، خرج یک حماقت کنند ,اما غرب و در راسش آمریکا بالاخره یک کاسب است و کاسب نمی تواند دکانش را ببندد .حمله اسراییل به ما و ما به اسراییل هم یک تابلو برای خرید بقیه است.یک بهانه ایست که آمریکا بتواند حرف بزند ,امتیاز بگیرد ,حمایت بگیرد و دیگر کشورها را سر جایشان بنشاند,برای دیگران هم این دکان بسیار منفعت ها دارد ,غربی هایی که نفت ایران را تحریم می کنند تا شاید از کیسه احمقی مثل پادشاه عربستان بتوانند ارزان و زیاد ترش را ببرند و روسیه و چین و هند که در نقش حامی ظاهر می شود تا سفره شان را ایران رنگین کند و حتی برای ترکیه که بتواند برای دنیا قیافه ای بگیرد! پس چرا این دکان را تعطیل کنند.
اگر جنگ شود این سفره رنگینی که آنها بر سرش نشسته اند هم جمع خواهد شد ,اگر همه دنیا بهم بریزد آنها نخواهند گذاشت مشت خاکی از طرف ایران به سمت اسراییل یا بر عکس پاشیده شود اما همچنان این بازی عربده کشی و تهدید را باقی خواهند گذاشت تا همچنان بر سر این سفره نشته و دلی از عزا در بیاورند.سفره ای که بهانه اش تولید تهدید است و بهترین نوع تهدید در فضای کنونی دنیا تهدید از نوع شخص ثالث می باشد.
به گونه ای فضا می سازند که گویی یل ابر قدرتی بنام اسراییل آماده است پای خود را بروی مورچه ای زبون و ضعیف همچون ایران بگذارد و این وسط ما مدیون شخص ثالثی هستیم که برای ما میانجی گری می کند و چانه می زند ,او اگر در کنار ماست از ما باج می خواهد و اگر در مقابلمان قرار گرفته امتیاز طلب می کند.خنده دار است ,اسراییل که موجودیتش به مانند کودکی عقب مانده و معلول می باشد و 33 روز می جنگد و حریف چند چریک لبنانی نمی شود و 21 روز در خاک خودش با پا برهه های فلسطینی می جنگد و به جایی نمی رسد و جغرافیای سرزمینی اش در حد یک شهرستان ایران هم نیست ,بهانه ای برای باجگیری و امتیاز گیری اراذل دنیا شده که تازه تعدای هالو به عنوان شخص ثالث می روند و میانجی می شوند که خدایی نکرده حمله نکند !!!
به همه آنهایی که می خواهند پی به قدرت اسراییل ببرند توصیه می کنم ساختار قومیتی و جغرافیای جنگی اسراییل را مطالعه نمایند تا بیشتر و بهتر درک کنند سخن صادق رهبر حزب الله لبنان را که می گوید : اسراییل از تار عنکبوت هم سست تر است,همچنین توصیه می کنم در احوالات قوم یهود بخوانند و ببینند که یکی از بارزترین خصوصیات آنها ترسو بودن و دخمه نشینی و زیر زمین نشینی است و در همان دقایق اول جنگ 33 روزه بنادر این کشور لبریز از جمعیتی شده بود که خواستار برگشت به کشورهای قبلیشان بودند و آنها را بزور و پول نگهداشتند.
اسراییل همان کودک معلول و فلجی است که همین شخص ثالث ها هر کدام زیر یک بغلش را گرفته اند تا زمین نخورد و حالا از ندانسته های دنیا استفاده کرده و او را پهلوان پنبه میدان معرکه گیری خود معرفی کرده و نمایش خیمه شب بازی براه می اندازند.
آنها نه توان حمله به ایران را دارند و نه توان تحمل پیشرفت مردم ایران را و وقتی نه توان مبارزه باشد و نه قابلیت و ظرفیت تحمل رقیب ,همیشه یک رفتار قابل پیش بینی است و آن تحریم و تهدید است .
تهدید بلاترین نشانه ضعف و ذلت یک قدرت است و ملت ایران بیشتر از همیشه این ذلت و ضعف را احساس کرده و بر سر آرمانهای خود تا انتها ایستاده است. طبقه بندی: سیاسی، برچسب ها: حمله اسراییل به ایران، ایران، روسیه، هند، چین، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دندانپزشکی، سعید دهقانی، دانلود دندانپزشکی، اوباما، [ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
[ سه شنبه 8 فروردین 1391 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 10:10 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
حماقت از نوع غربی ,پاسخ از نوع ایرانی این چند سال در تعاملات ما با غرب وحشی و خصوصا شارلاتان جهانی ,آمریکا و نوچه های کاسه لیسش همچون انگلیس و فرانسه و ...همیشه یک فرمولی ثابت بوده است و آن اینکه آنها به شدت اعتماد به نفسشان بالاست !!! آن بزرگوار اگر چه مزاح کرد اما راست می گفت ,من میان تمام آدمهای دنیا در انجام کارهای عجیب و غریب و خارج از عرف و حتی وحشیانه با اعتماد به نفس تر از حضرات منگل ها ,شنگول ها و الدنگ ها را ندیده ام و شاید به همین دلیل است که دلقک هایی مثل سارکوزی همه چیز از این اعتماد به نفس منشا می گیرد ...البته حماقت درست است که ابتدا و انتهایش از خانه الدنگ ها می گذرد اما گاهی وقتها هم ظریف ترین تفکرات آدمی ,وقتی از دریچه ذهنش عبور می کند و تبدیل به ساز و کارو سنت جهانی می شود ,آنوقت همان نقطه می شود نقطه تسلیم ! (مواد دندانی ) ظاهر قضیه ساده است اما در حقیقت یک پروسه چند مرحله ای است که من تصورم بر این است که به این صورت است : 1-تهدید به برخورد 2-جو سازی بروی آن تهدید 3-زدن یک نفر 4-الگو ساختن آن برخورد برای دیگران یعنی = در صورت انجام رفتار مشابه همین برخورد با شما هم انجام خواهد شد 5-نتیجه گرفتن از این الگو سازی و خنثی نمودن رفتارهای متخاصم 6-بهره برداری از این نتیجه و استفاده از کرنش و نرمش در مقابل خود با کوچکترین تهدید و تمایلی اما این پروسه همیشه اثر گذار یک ریسک هایی هم دارد و این ریسک بسیار کشنده است ,در حقیقت یک الگوی معکوس می سازد ,در نظر بگیرید همان بزرگتر و مرشد کلاس بیاید و بکوبد توی گوش یک دانش آموز تا دیگران درس عبرت بگیرند و همان دانش آموز هم در کمال وقاحت جواب سیلی را با دو سیلی و محکم تر بدهد ! آنوقت الگو بر عکس می شود ,نه تنها قبح مقابل آن بزرگتر ایستادن در نظر همه می شکند بلکه این الگویی می شود برای همه که اگر در مقابل فرمان ,نافرمانی کنی آنچنان اتفاق مهمی هم نمی افتد و ضلع سوم داستان اینست که این برای کنش گر هم درس عبرتی می شود که برای همیشه هزینه و ریسک این روش را به جان نخرد . خب دقیقا همین را برای کشور ما و البته دیگر کشورهای دنیا هم پیاده کردند,ابتدا از در نرمش با جمهوری اسلامی پیش آمدند و چون کسی محلشان نگذاشت صدام را تا بن دندان مسلح کردند و بر خاک ایران تاختند ,این پیامش برای دنیا این بود که هر کس در جبهه مقابل ما باشد سرنوشتش چنین است ,خب تا حدودی موفق شدند و 8 سال جنگ را بر ما تحمیل نمودند و تا حدودی هم نا موفق بودند که پس از جنگ ,ایرانی که 8 سال جنگ را تجربه کرده و میلیمتری از خاک خود را نداده بود دیگر زور پذیر و کرنش گر نبود ,پس از این همان صدامی را که تا بن دندان مسلح نموده بودند و حمایتش می کردند را در جنگ خلیج به زانو در آوردند تا دنیا بداند حتی صدام هم اجازه تحرکی بدون اجازه بزرگتر های دنیا را ندارد و پس از آن نوبت به اشغال افغانستان و عراق رسید تا بار دیگر الگویی بشود برای جهانیان تا بدانند خود را با قدرت الوات های سر کوچه دنیا از جمله آمریکا در نیندازد ! آنها خوب محاسبه می کنند اما ...الله خیر الماکرین ! ...شاید آنها هرگز تصور نمی کردند این همه کشته می دهند و هزینه می کنند و مقروض ترین کشور دنیا می شوند اما دروگر زمین کاشته آنها همان کشوریست که برای زهر چشم گرفتن از او و یا تصور اشغالش به اینسوی دنیا قدم گذاشته اند ! و آنها همان داستان معلم و دانش آموز شرور را را با رمز ایران محور شرارت است ,شروع کرده اند تا برای جهانیان الگویی باشد که هر کس مقابل ما ایستاد سرنوشتش این می شود ... و چه شد ؟! شدیم همان شرور کلاس که بجای سیلی ,دو تا زدیم و کلاس را بهم ریختیم ! امروز کسی از تهدید آمریکا و نوچه هایش از جمله آن مردک الاغ و منگل سارکوزی نمی ترسد ,دلقک دنیا شده اند ,دنیا به اینها می خندد .سازمان مللی که قرآن ناطق دنیا بود مضحکه شده است و همه می دانند این سازمان عریض و طویل چیزی نیست جز طویله ای که یونجه و کاهش فقط خران آمریکا را تیمار می کند و بس و آژانس انرژی اتمی که همه می دانند دروغ می گوید و حق را ناحق می بیند ,گاهی به دنبال کیک زرد درون لوله های توالت های ایرانی می گردد که نکند از آن برای ساخت بمب هسته ای استفاده شود و گاه دیگر به کاسه لیسی ارباب یهودی مشغول شده و آمار دانشمندان ما را به بهایی می فروشد تا ترورشان کنند .اینجا همان دنیاست بعلاوه ایران! هیچ وقت یادم نمی رود ,شاید ده سال پیش بود ,پدر بزرگم رادیویی داشت عهد بوق,شب های گرم کویری که عادت مردم شهر من است ,حیاط را آبی می پاشند تا زمین خنک شود و فرشی بروی حیاط پهن می کنند و شب نشینی و حیاط نشینی شان را زیر بار ستارگان آسمان و خنکای نسیمی که هرگز بجز کویر هیچ کجا نمی توان آنرا سراغ گرفت ,سوژه کار خود می کنند ,او رادیو را تا آخر بلند می کرد ,آنقدر که دو همسایه دو سوی او هم هر شب متوجه می شدند امشب رادیو بی بی سی چه فرمایشی دارد ,سالروز جنگ اعراب و اسراییل بود و جمله ای عجیب بدنم را لرزاند ,مجری نیم ساعت شروع به توضیح دادن کرد : و در نهایت گفت : با همه اینها تمام کشورهای اسلامی فقط 6 ساعت توانستند در مقابل اسراییل دوام بیاورند و نتیجه جنگ این شد : طی ۶ روز صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، ارتفاعات جولان و شهر قنیطره را به اشغال در آورد و تمام اورشلیم را مسلط گردید. در پایان اراضی تحت اداره اسرائیل به بیش از ۳ برابر افزایش پیدا کرد. جنگ اعراب و اسراییل 6 روز طول کشید و 4 کشور عربی مصر -اردن- سوریه-عراق با اسراییل می جنگیدند و در کنارشان کل کشورهای عربی صادرات نفت خود راقطع کردند اما او راست می گفت این جنگ فقط 6 ساعت جنگ بود !!! از پایان این 6 ساعت اولیه تا پایان روز ششم داستان فقط گریختن عربها بود و تهاجم اسراییلی ها که سر به هر کجا که می گذاشتند تکه ای از آن سرزمین را از آن خود می کردند !!! او همان اسراییل است اما دنیا همان دنیاست بعلاوه ایران ! و این پسر شورشی دنیا اندیشه و آرمانی دارد که تمام داشته های اسراییل 33 روز با چریک های آن می جنگیدند و اپسیلونی نتوانستند در خاک مسلمین نفوذ کنند و 22 روز در دل سرزمین اشغالی با مردمی که جز دست خالی نداشتند با توپ و تانک مواجه شدند و با دست خالی باز گشتند و الگویی شد برای جهانیان که دیگر حنای آنها رنگی ندارد ,الگویی شد که با اندکی عقیده می توان بر تانک های ماورا خیال مرکاوای اسراییلی هم فایق آمد و اینها ممکن نبود مگر به پشتوانه همان پسر شرور کلاس که دنیا را حیران و حیرت زده خود کرده است که از نوابغ عالم همچون فوکویاما تا الدنگ ها و عقب افتاده و منگل هایی مثل سارکوزی و بوش کمر به قتلش بسته اندو او در ثانیه ای همه شان را قال گذاشته و درد سر جدیدی برای آنها درست می کند . گفتند ما اینگونه می کنیم : اولا تهدید می کنیم دوما تحریم می کنیم زیر بار فشار و تحریم همه جانبه ,به یکباره کمی پیچ تحریم را شل می کنیم و میزی پهن می کنیم (احتمال هالو بودن ایرانی جماعت برای آنها بالاتر از 98 درصد بود !) و می گوییم خب حالا مذاکره می کنیم. ثالثا می آیند مثل موشی که دو تا لنگ کفش کوبیده باشی توی سرش ,ملنگ و مشنگ می نشانیمشان پای میز و کلاهی بر سرشان می گذاریم که تا پشت پایشان را بگیرد رابعا ,درسی می شود برای دنیا که دیگر کسی از این غلط ها نکند اما...چه شد ؟! به محض اینکه تهدید و تحریم کردند ,کوبیدیم زیر چشمشان و خوب که مثل بادمجان باد کرد و بالا آمد گفتیم خب حالا بیایید بنشینیم مذاکره ! این شد جواب ایرانی ! البته این ترجمه دندانپزشکی واقعه بود در حقیقت این بود که :آنها تحریم کردند و فرمودند ما هیچ کدام از ابزار های غنی سازی و همچنین سوخت 20 درصد را که برای پزشکی می خواهید و یک ملیون ایرانی به آن نیازمندند به شما نمی دهیم .بعد میز مذاکره گذاشتند و گفتند اول نمی دهیم و بعد مذاکره می کنیم.خب ما همان را ساختیم و سانتریوفیوژهایمان را هم بکار انداختیم و سپی جلیلی به اشتون نامه داد که حالا بیایید سر میز مذاکره.(یعنی همان داستان چشم و بادمجان ) یادم می آید از آن نشست سه جانبه ترکیه – ایران – برزیل که حضرات فرمودند ما قهریم و نیستیم و نخواهیم بود . قرار بود کلی سوخت درصد پایین را به آنها بدهیم تا سوخت 20 درصد مورد نیاز ما را به ما بدهند اما ندادند و قهر کردند ,حالا ما ساختیم و نیازی به آنها نداریم .آیا این تحریم به نفع آنها تمام شد ؟ !!! همان روز اگر پذیرفته بودند که خدار ا شکر نپذیرفتند ,شاید ما هرگز و هیچ زمانی به فکر داشتن سوخت 20 درصد نمی افتادیم اما از این به بعد دیگر نمی توان قضیه را بر گرداند . خوشحالم از این همه الدنگ و مشنگ که همه کلا دل شاد و خرمی دارند ,از آن مردک یابوی منگل سارکوزی تا مرکل و اوباما و ما با او و تو با ما و ایشان با شما ! دنیا روزهای قشنگ تری را و جوابهای جالبتری را از جانب ایران برای لات های دنیا و کاسه لیس هایشان و نوچه هایشان دارد. و به یاد تلخندکی از صفحات یک کتاب می افتم که نوشته بود : MONGOLISM IS A BAD DISEASE طبقه بندی: سیاسی، برچسب ها: mongolism، سارکوزی، آمریکا، ایران، انرژی هسته ای، شارلاتان، توالت، دکتر کپی، سالی، من و تو، اوباما، دروغ، مذاکره، دندانپزشکی، بادمجان، [ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
تن داده است چشم حریفان چو خواب را بی بند و بار زن چو برون آمد از نقاب چون ماهوارهها به خدا حمله میكنند ای بی حجاب از چه كنی جلوه دروغ همچون گهر میان صدف باش ای عزیز از دامن تو مرد به معراج میرود گل باش و پردهداری بوی گلاب را امیر عاملی برچسب ها: وحشی های متمدن، قبیله وحشی ها، شعر حجاب، بد حجابی، حجاب، [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 11:26 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
اكنون باید بازنده اصلی این اشتباه عملیاتی را استراتژیستهای كاخ سفید و دولت امریكا دانست، چرا كه امواج انقلاب اسلامی نه تنها در خیابانهای قاهره و منامه و طرابلس و صنعا شنیده میشود، بلكه به قلب امریكا نیز زسیده است. برچسب ها: usa، ایالات غیر متحده آمریکا، خروش ضد آمریکایی، 80 شهر آمریکا، war، [ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 10:08 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
به سلامتی دختر کبریت فروش که تو این سرما کبریت فروخت ولی خودش رو نفروخت لایک کنید به سلامتی همه دخترایی که در فقر به خود لرزیدن ولی تن خود را ارزانی گرمای نامردی نکرد برچسب ها: دختر کبریت فروش، [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
![]() هدید كردند: تحریمهاى فلجكننده، تحریمهاى دردآور! هى گفتند، گفتند. این تحریمها از دو جهت به نفع ماست: اولاً وقتى ما تحریم بشویم، به استعداد و ظرفیت داخلى رو مىآوریم، از داخل رشد میكنیم؛ همچنان كه در این سى سال این مسئله اتفاق افتاده است. اگر در زمینهى سلاح تحریم نمیشدیم، امروز این پیشرفتهاى عجیب را نداشتیم؛ اگر در قضیهى اتمى، اینها نیروگاه بوشهر را خودشان ساخته بودند، ما در غنىسازى پیشرفت نمیكردیم؛ اگر درهاى علم را به روى ما نبسته بودند، ما در سلولهاى بنیادى و هوافضا و فرستادن ماهواره به آسمان، به اینجاها نمیرسیدیم. پس هرچه ما را تحریم میكنند، ما به ظرفیت داخلى خودمان متوجه میشویم و رو مىآوریم و این ظرفیت و استعداد روزبهروز مثل چشمهى جوشانى شكوفا میشود. پس این تحریم به نفع ماست. جهت دومى كه این تحریمها به نفع ماست، این است كه اینها همین طور مرتباً در تبلیغاتشان میگویند ما این تحریمها را میخواهیم بر ایران اعمال كنیم تا ایران را وادار به عقبنشینى كنیم؛ حالا مثلاً در قضیهى هستهاى. پس همهى دنیا فهمیدند كه این تحریمها براى فشار بر ایران، براى عقبنشینى در قضیهى هستهاى و قضایاى دیگر است. خب، وقتى ما عقبنشینى نكردیم، چه اتفاقى مىافتد؟ این تحریمها براى این است كه ایران را وادار به عقبنشینى كنند، ایران هم كه عقبنشینى نخواهد كرد؛ نتیجه این میشود كه هیبت غرب و هیبت تهدیدهاى غرب در چشم این ملتهاى منطقه كه قیام كردند، میشكند و عزت ملت ایران و قدرت ملت ایران در چشم اینها زیاد میشود؛ و این به نفع ماست. بنابراین، این تحریمها براى ضربه زدن به ماست، اما از این دو جهتى كه عرض كردم، در واقع خدمت به ماست. [ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 08:47 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
[ سه شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 03:05 ق.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
![]() (دانشجویان واحد ازاد دندانپزشکی ) آغاز بکار سایت تخصصی دانلود انواع داده های مرتبط با رشته دندانپزشکی برای اولین بار در ایران. طبق صحبت های دوستانم در این دانلودستان دندانپزشکی شما می توانید مطالب زیر را دانلود کنید: کتابهای دندانپزشکی پاورپوینت های دندانپزشکی که اغلب ساخته دانشجویان واحد ازاد دندانپزشکی تهران می باشد جزوات دندانپزشکی پی دی اف های دندانپزشکی نمونه سوال فلش فیلم نرم افزار های موبایل در زمینه دندانپزشکی و ... و هر آنچه که شما تصورش را بکنید و مربوط به دندانپزشکی می باشد. طبق آنچه که من از مدیریت این سایت شنیدم محتوای سایت در حال بروز رسانی است و هر روز مطالبی جدید تر در دسترس قرار خواهد گرفت. برای مشاهده این سایت و دانلود مطالب مورد نظرتان روی لینک زیر کلیک کنید: برچسب ها: دانلودستان دندانپزشکی، دانلود انواع کتب مرجع دندانپزشکی، دانلود پاورپوینت دندانپزشکی، دانلود فیلم دندانپزشکی، دانلود جزوه دندانپزشکی، دانلود نمونه سوال دندانپزشکی، dental book downloadUd، de، دانلودستان، گروه واد، dental power point download، [ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
![]() آدرس سایت قدیم تغییر کرده و آدرس جدید بصورت زیر است: در ضمن برای دیدن نمرات خود باید به بخش سوابق تحصیلی مراجعه کنید و ترم به ترم ادامه دهید تا به ترم مورد نظر برسید !!! سایت جدید فقط با اینترنت اکسپلورر باز می شود ! یعنی جلو می رود ....
برچسب ها: واحد ازاد دندانپزشکی، نمرات، وضعیت تحصیلی، سایت جدید، آموزش واحد دندانپزشکی، نتایج امتحانی، دانشگاه آزاد، [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 06:58 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
![]() هنوز صحنه های جنگ بدر و احد و خندق زنده است ...
هنوز نام و حقیقت محمد (ص ) زنده و پویاست .نامش را می خوانند و صلوات بر او و اهل بیتش می فرستند و محمد (ص) عشاقی عجیب و بی قرار دارد و گنبد سبزش ار دور چشمها را می نوازد ....
او آخرین پیامبر خداست و زندگانیش حکایتی عجیب دارد ...
محمد (ص )هرگز آرام و قرار نیافت و با لشکری کوچک اما دلهایی همچون کوه استوار استکبار دنیای را که لاجرم مدال کفر را با خود یدک می کشد به مبارزه طلبید و این مبارزه هنوز ادامه دارد و صحابه او هنوز گوش به زبان حجت های خدا بر زمین در سنگر او به مقابله با کفر و طاغوت ایستاده و تعداد اندکشان آیه ای از آیات خدا شده که : (( چه بسیار که گروه اندگی بر جماعتی بسیار به اذن خدا پیروز می شوند ))....
این مبارزه سبک و شیوه ای عجیب و هزار تو دارد ,آنزمان که بود محمد (ص) را دیوانه می خواندند و یا شاعری متوهم و دیگری او را با شعر هجو می کرد و آن یکی آشغال بر سرش می ریخت و با تمام ماشین های تبلیغاتیشان و تمام داشته هایشان در طول تاریخ کوشیدند و می کوشند حق را ناحق جلوه دهند اما محمد (ص ) گواه حقیقت است و مکتبش مکتب اسلام و با سر و صدا و تیغه شمشیر هرگز نمی میرد و جاودانه خواهد ماند...
کدام دسته از مستکبرین آدم شیواتر از آنهایی که پیامبر بر سر چاه با اجسادشان سخن گفت حقیقت را درک کرده و فهمیده اند ؟!! و من وقتی به تاریخ ,به دیروز ,امروز و فردا نگاه می کنم ,می بینم که چه بسیار از این چاهها که ایات خدا و حجت های خدا بر زمین بر سر آن ایستاده و از مستکبرین بی جان عالم می پرسند آیا حقیقت را دیدید ؟!
هنوز هم این چاه وجود دارد و هنوز همان ندا در آن به نجوا می نشیند و از شمشیرهای بدر و احد و خندق می گوید ,از آن هلهله های احزاب بدور خندق که تصور می کردند لحظاتی دیگر اندک یاران پیامبر به خون خواهند غلتید و داستان محمد (ص)تمام می شود ,هنوز همان نجوا ها و رجز ها بگوش می رسد ,ماهواره هایتان را روشن کنید ,چشمهایتان را ببندید و کانال هایش را جابه جا کنید و اندکی تامل کنید و بببینید پس از هزار و چندی سال ,هلهله و رجز خوانی و تیغ نشان دادن آن قماش و این قماش آدمها به چه وضوحی خود را نشان می دهد ! آنها همان هایند با لباس هایی دیگر و با زبانهایی دیگر اما در توحش و کفرشان لحظه ای تردید نیست ,اینها همانهایند که اگر دستشان به اینسوی خندق می رسید نامی هم از محمد (ص) باقی نمی گذاشتند و سالهاست به انتقام بدر و احد و خندق چنگ و دندان نشان می دهند .
کجاست طلحه ؟! کجاست زبیر ؟! کجاست عایشه ؟! کجاست معاویه و یزید ؟! همه اینجایند و زمان همه را با خود آورده است ,جسمشان اگر پوسیده حقیقتشان صد بار بدتر با زمانه آمده است ! و امروز سپاهشان از شمشیر به توپ و تانک و موشک مجهز شده است . فتنه ها را بنگرید و ببینید چه کسانی هر سال بخود اجازه می دهند به هر آب و خاکی بتازند و پیر و جوان و کودک را در خواب و بیداری به فجیع ترین حالت مممکن بکشند و بعد خود را حامی صلح و ازادی بنامند ؟! کدامین انسانها یاران شما را مقابل چشم زن و بچه اش می کشند و ترور می کنند و آنسوی کشورشان کاریکاتور محمد (ص ) را رسانه ای می کنند تا شاید نام محمد (ص ) را بزنند و حقیقتش را به فراموشی بسپارند .کدام کشورها سالهاست انبارهایشان مملو از بمب های اتم است ولی تنها کشور اسلامی و اتمی (پاکستان ) را به خراب آبادی تبدیل می کنند که سنگ روی سنگ بند نباشد و نفس نتواند بکشد و اینرا از عوارض محمد (ص ) و اسلام معرفی می کنند ؟!
و آیا می شود ؟!
آری هزار و چندی سال گذشته است ,پیچ ماهواره هایتان را باز کنید ! و هر آنچه نشانتان می دهند را با تامل بنگرید و بشنوید و بیندیشید .صدای هلهله می آید ,صدای شمشیر در کنار شعر ,صدای رجز های بی پایان ...اینجا همان لحظه بدر است ,همان احد ,همان خندق و همان فتنه جمل و بیندیش دلت با کجاست ! و اگر به دیدن اینها سرگرم می شوی و بدت نمی آید بر خود اندیشه کن,هر که دلش با اینها نیست و زبانش شمشیر محمد و یاور علیست (ع) او هم همان مجاهد بدر است ,احد ,خندق و یار علی (ع) در جمل و بی سبب نیست که ولی زمانه مان جوان ایرانی را برتر از اصحاب پیامبر می داند و یا هم ردیف با آنها ....
گوش فرا بده...صدای بلال از مناره مسجد بگوش می رسد ...خبر آورده اند ابوسفیان و لشکرش در راه مدینه اند ,تنگه احد از دست رفته و محمد (ص) خون می خواهد تا او و اسلامش بماند ,بر سر چاه پامبری با کوردلان سخن می گوید ,اصحاب جمل به بصره رسیده اند و مولا علی (ع) یارانش را به جهاد می خواند و کریم اهل بیت سپاهی برای مقابله با معاویه تدارک دیده است ....
و تو دلت با کجاست و در کدام دسته و سنگری ؟!
میان آن هلهله هایی که قدمی بیشتر تا پیروز فاصله ندارند و یا در میان یاران محمد (ص) که از غربت و غریبی به آغوش خندقی پناه آورده اند و شهادت فقط لحظاتی با آنها فاصله دارد ؟!
و پیام خدا و سنت خدا همیشه جاریست
و چه بسیار جماعت اندکی که به اذن خدا بر گروهی بسیار پیروز میشوند ...
رحلت حضرت محمد (ص) و امام حسن (ع) تسلیت باد ....
طبقه بندی: مذهبی، برچسب ها: حضرت محمد (ص)، جمل، احد، خندق، علی (ع)، کریم اهل بیت، طلحه، زبیر، [ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 03:51 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
محمد رضا شاه تاریخ 4 ژانویه 1969 : ((اگر مردم بحرین خواهان پیوستن به كشورم ایران نباشند" ایران از ادعاهای سرزمینی اش نسبت به این جزیره خلیج فارس دست خواهد كشید. وی گفت چنانچه سیاست بین المللی خواهان آن باشد، ایران نیز خواست مردم بحرین را میپذیرد . (( شاید باورمان هم نمی شود که کشور بحرین با اکثریت شیعه که نظامی وهابی و نیمه وهابی بر آن حاکم است تا همین چند دهه پیش و زمان زمامداری محمد رضا پهلوی ،استان 14 ام ایران بود اما با فشار های انگلستان و توطئه های رژیم آل سعود از چنگ ایران در آمده ،یک استان کشور ما را مثل آب خوردن تجزیه و از آن خود کردند و شاه و نخست وزیر فوق العاده کاردانش هویدا مثل زغال فروش ها و مترسک ها فقط نشستند و تماشا کردند و در نهایت که دیدند زورشان نمی رسد ،شاهنشاه قیافه ای دموکراسی خواهانه گرفت و خودش ! با درخواستی به سازمان ملل خواستار برگزاری یک رفراندوم برای تعیین تکلیف استان 14 ام کشورمان را کرد که آیا از ما جدایش کنند یا نه !!! طبق قانون کشور ها هیچ شهری در هیچ کشوری حق برگزاری رفراندوم برای جدا شدن را ندارد مگر با رای مجلس ملی و مردمی آن کشور و پس یک رفراندوم سراسری در کل کشور اما شاه ایران خودش به تنهایی با درخواست به سازمان ملل عامل جدایی استان 14 ام ایران در سال 1348 شمسی شد ! حال جالب اینجاست که اگر انگلیسی ها بزور این استان ایران را جدا کرده و به استقلال رسانده بودند طبق قوانین بین الملل ما می توانستیم امروز داعیه ایرانی بودن بحرین را بکنیم اما چون خود شاه درخواست رفراندوم را داده دیگر حقی برای هیچ حرفی برای ما باقی نماینده است جز افسوس خوردن.اینکه در کشوری با اکثریت مردم شیعه مذهب ،انگلستان با همکاری آل سعود رژیمی نیمه وهابی را با رفراندوم سر کار آورد هم در نوع خود جالب توجه و قابل تامل است ،در حقیقت یک استان ایران را گرفتند و دادند به وهابی ها و امروز این خیلی عجیب نیست که وقتی مردم شیعه مذهب بحرین در اعتراض به این رژزم به خیابانها کوچ می کنند ،حکومت آل سعود اولین کشوری است که رسما نیروی نظامی به بحرین ارسال می کند و شیعیان استان 14 ام ایران را به خاک و خون می کشد اما... اگر ما بحرین را داشتیم و از دست نداده بودیم ... 1 ) برابر قوانین حقوق بین الملل دریاها ، تا دوازده مایل دریایی پشت جزیره بحرین ، یعنی سواحل آبی عربستان و قطر آبهای داخلی ایران بودند و بر این اساس از دوازده مایل دریایی پشت جزیره بحرین یک خط به تنگه هرمز و یک خط به دهانه اروند میکشیدند و تمام آن محدوده ای که در این مثلث عظیم قرار میگرفت ملک طلق ایران بود ، به تعبیر دقیقتر بیش از 80 در صد مساحت خلیج فارس خاک ایران بود و از این رهگذر : 8 ) اگر به نقشه بحرین توجه نمایند متوجه خواهید شد که این جزیره با موقعیت فوق سوق الجیشی خود میتوانست اهرم فشار ایران برای ایجاد پایگاههای نظامی و کنترل دولتهای مرتجع عرب و متجاوز منطقه باشد. اگر بحرین از ایران جدا نمی شد شاید هرگز کشورهای عربی جرات حمله نظامی به ایران را نمی داشتند زیرا ایران می توانست از پایگاهای نظامی خود در بحرین به راحتی امارات و قطر و کویت و بخشی از عربستان که همگی به حمایت صدام حسین ملعون پرداخته بودند را مورد هدف خود قرار می داد . 9 ) اگر بحرین بخشی از ایران بود شاید هرگز امارت به خود این اجازه را نمی داد که امروز ادعای جزایر سه گانه را بکند . وقتی دیدند ایران به راحتی از بحرین چشم پوشی کرده است هرکشور بدوی و متجاوزی به اندیشه سواستفاده های بیشتر خواهد بود . 10 ) اگر بحرین بخشی از ایران بود قدرت ایران در خلیج فارس چندین برابر کنونی می بود و در حقیقت نقشه شوم انگلستان در جعل نام دریای پارس به الخلیج العربی برای همیشه در تاریخ دفن می شد و قومی بدوی به خود این اجازه را نمی داد که خلیج همیشه فارس ایرانیان را خلیج عربی بنامند . برچسب ها: بحرین، دندانپزشکی، استان 14 ام ایران، هویدا، محمد رضا شاه، [ جمعه 30 دی 1390 ] [ 12:52 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
در آغوش دیکتاتوری و دروغ !!! وقتی به تاریخ غرب و خصوصا غربزده ها در کشورهای مختلف از جمله ایران نگاه می کنیم و یا برگ نوشته ها ! و بقولی دست نوشته و مقاله هایشان را می خوانیم در می یابیم تفکری نو در انداخته اند و از دریچه ای بنام آزادی ,از هر نوعش که باشد چه بسیار سخن گفته و چه بسیار آدمهایی را که به خویش مجذوب و مدهوش نمو ده اند.حد و مرزی هم ندارد ,در حقیقت چهارچوب اخلاق را برای آزادی بیان می کنند اما از جاده اخلاق چنان جاده خاکی می روند که دیگر راه را هم گم می کنند.البته نامها متفاوت است و جبهه ها متفاوت تر و از همه اینها متنوع تر و متفاوت تر آدمها هستند که هر روزشان با دیروزشان فرق می کند و شاید هم خوبی اش این است اما این خوبی یک بدی هم دارد که گروهها کافی است فقط رد پای آدمها را بگیرند ,دیگر تا ابد نام او را در صف پشت سر خود می نویسند و حتی وقتی غیر از خودشان هم کسی در صف نیست باورشان نمی شود که تنها ایستاده اند و از دریچه وب و دنیای مجازی نت یک نفر می شود هزار ملیون نفر ! و یک ملیون نفر می شود اقلیتی کوچک که چون شعار نمی دهد و حرف نمی زند پس دیگر نیست.از جمله چنین روایتی بر می گردد به آن سالها که خاتمی 20 ملیون رای داشت و ما خودمان بر گشته و داد می زنیم که رایمان را پس می گیریم حداقل یک نفر مرا کم کن اما او در سایتش می خندد و خیلی ریلکس می فرماید من همانم که 20 ملیون رای داشتم.در حقیقت همه چیز بهانه است ,اسمش هم فرقی نمی کند ,وقتی اصالت با شعار باشد و دروغ، همه حقایق را هم می توان تغییر داد ,می توان از جاده اخلاق بلندگوی فحش ساخت و از قلم سلاحی مخوف ساخت برای ترور حقیقت و ای کاش حقیقت ترور می شد ,مثل ماشینی که بمبی بگذارند و تیکه و پاره اش کنند اما هرگز امروز بنام مصلحین و اصلاح طلب ماشین مردم را رنگ می کنند و پلاک خود را می چسبانند پشتش و می گویند هر آنچه هست افتخارش مال ماست.در این دنیای پر از حقیقت که آنها هیشه طلبکارند و مردانشان جز مولتی ملیاردرها و مردم به عنوان حامی و بی شمارهای آنها بحساب می آیند همه چیز را می توانی بیابی بجز حقیقت ,دکانیست با فروش شیر مرغ تا جان آدمیزاد ! یک طرفش ابر فیلسوف نابغه شان دم از مجنون بودن پیامبر ما می زند و طرف دیگرش گوگوش استودیو خوانندگی می زند که جوانان ایران زمین حالی ببرند و بدانند چقدر این قشر دلسوز جامعه دلشان برای لطافت و سعادت زنان و جوانان ایرانی می سوزد ,زاویه دیگری هم مردکی که روزی راه می افتاد و کروات مردم را توی خیابان می برید و می گفت این پالان خر است و هم او که صبح تا شب در خیابان می گشت و دخترکی می یافت و مقنعه اش را جلو می کشید و پونزی می زد و معروف شد به اکبر پونز (اکبر گنجی ) دم از آزادی می زند ,او محصول اصلاح طلبی است ,میوه اصلاح طلبی است ,محصول آن موجی که وقتی بر سر کار آمدند فرمودند هاشمی خیلی بزرگ است باید کوچکش کنیم تا فضایی برای ما هم باز شود ,پس قلم هایشان را تیز کردند و هر کدام با سلیقه ای که داشتند و هنری که اندوخته بدند خطی بر صورت هاشمی کشیدند و هاشمی تا سالها خط خطی شد ! و حیا را ببینید و حقیقت را ,اینها دم از صداقت می زنند ,دم از اصالت می زنند ! بی حیا تر از این مردم کجا دیده اید که وقتی از همه جا در مانده شدند و مردم رای هایشان را پای شعارهای آنها نریختند و وقتی برای اولین بار رییس جمهوری در ایران (خاتمی ) در سخنرانی خود دانشجو را غیر آدم صدا زد و فرمود : آدم شوید یا می دهم آدمتان کنند !!!)) و وقتی رفوزه های جامعه ما نام گرفتند باز در انتخابات 84 پشت سر هاشمی صف بستند و خودشان را پشت هاشمی قایم کردند تا شاید بار دیگر راهی بیابند و بر مسندی بنشینند و من به یقین می دانم هاشمی آنها را می شناخت و اگر به قدرت هم می رسید ,آتشی دست آنها را گرم نمی کرد اما این ها چیزی از زالو صفتی و بی حیایی این جماعت کم نمی کند . می گویند آزادی ,کدام آزادی ؟؟؟! همان آزادی که مانند نوزاد شیرخواری می ماند که دایه اش دیکتاتوری است ,اصولا این نوزاد به دنیا می آید تا عده ای به او مشغول باشند و دیکتاتورها بتوانند از گریه این بچه برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند .همان آزادی و دموکراسی و اصلاحاتی که حقوق بشرش جایزه نوبلش را شیرین عبادی به یغما می برد ,چه مبارک حادثه ایست که یک ایرانی جایزه نوبل می برد و او برای ایران چه کرده که این جایزه را به او می دهند ؟! و اصولا این حقوق بشر در کدام چارچوب و با کدام قوانین است که جایزه اش به امثال عبادی می رسد ؟! زیاد فهمیدنش سخت نیست ! فقط نیم نگاهی به بلندگوها کافیست ! ببینید آنها کی و کجا دم از حقوق بشر می زنند .همین اکنون سایت های خبری شان را باز کنید و بخوانید .می گویند حقوق زن و غوغا می کنند ,مصداقشان کیست ؟؟؟ سکینه آَشتیانی ! او کیست ؟ زنی متاهل در شمال غرب ایران که با مردی غریبه دوست شده و با او زنا کرده و بعد که شوهرش فهمیده مردک غریبه را وارد خانه کرده و با همدستی او شوهرش را در خواب خفه نموده و اکنون محکوم به اعدام شده . او را مظهر زن مظلوم و بهانه حقوق بشر می دانند .تعدادی بهایی حسینیه ای را در شیراز منفجر می کنند و صدها مرد و زن و کودک را می کشند و وقتی دستگیر می شوند محکوم به اعدام می شوند اینرا ضد حقوق بشر می دانند ! دیگری اعلام می کند بهایی ها امکانات کافی را برای کثافت کاری در کشور شما ندارند ,این از مصادیق نقص حقوق بشر است! و هرگز نمی گویند چرا همانها که زبانشان برای حقوق بشر دراز است صدام دیوانه را به سلاح شیمیایی مجهز کردند تا به ایران حمله کند و صد هزار نفر فقط با سلاح شیمیایی این حامیان حقوق بشر کشته شوند ؟! چرا امثال شیرین عبادی که سالها دم از حقوق زنان می زند و آنهایی که برای حکم اعدام فاحشه ای اینگونه اشک می ریزند هرگز نامی از زنان و کودکانی که با سلاح شیمیایی غربی ها کشته شده اند نمی برند؟؟!!! چرا نمی گویند به چه حقی اراذلی مانند ریگی را در شرق ایران مجهز می کنند و او راه را بر زن و بچه مردم میان راه می بندد همه را به پشت کوهی می برد و به رگبار می بندد و با افتخار فیلم می گیرد و می فرستد برای رسانه های آنها تا از کشته شدن مردم ما لذت ببرند ! چرا یک نفرشان حتی نام این قربانیان جنایت ریگی را نپرسید تا در یک مجمع جهانی از حقوق یک بشر دفاع کند ؟! آیا بشر از نگاه آنها یعنی جانی ها ,فاحشه ها ,دزد ها ,دیکتاتور ها و اراذل و اوباش ؟؟؟؟!!!! وای به اینکه اینها ظاهرشان را همچون شریف ترین و بروز ترین آدمها می سازند و باطنشان وحشی ترین مردمان روی زمین است و در نقش مظلوم هم نقش بازی می کنند و به دیگران هم تهمت دروغگویی می زنند . یک قطار پر از گوگرد و پنبه در یکی از ایستگاههای کشور در دورانی که آقایان اصلاحاتی سر کار بودند منفجر شد ,خودشان می گفتند راست و دروغش با سایت هایشان ,می فرمودند علاوه بر تمام افراد حاضر در آن ایستگاه چند روستای اطراف هم زلزله عجیب و غریبی حاصل از موج انفجار رخ داده و بیش از 90 درصد ساکنین این روستا ها مرده اند ,همان زمان خبرنگاری ایرانی و کانادایی تبار در ایران تصادفی مشکوک کرد و مرد ,آقایان کمیته ای راه انداختند و سالها به همه تهمت زدند و داد حقوق بشر از همه جایشان در آمد که یک خبرنگاری فلان تبار تصادف کرد و مرد اما کسی نام اینهایی را که پودر شدند و مولکولی از آنها را هم نمیشد یافت و ایرانی تبار بودند را به زبان نیاورد ,اینها بشر نبودند ,بخدا قسم اگر یکی از اینها زنا کرده بود یا آدم کشته بود و به مقام رفیع قاتل دست یافته بود یا بالاخره جنایتی کرده بود که حکمش زندان و یا اعدام باشد تمام رسانه های داخلی و خارجی و بلندگوهای حقوق بشری را از آن خود می کرد .این است معنای حقوق بشر و آزادی که اینها می فرمایند .جامعه مدنی که می گویند انسانش و بشرش این است ! و دم از مظلومیت و بشریت هم می زنند ! و چه فاجعه ایست که امروز در آغوش دیکتاتورها باید به دنبال واژه های آزادی گشت و کدام آزادی ؟!!! طبقه بندی: سیاسی، برچسب ها: دیکتاتوری، لیبرال دموکراسی، سید محمد خاتمی، قذافی، اوباما، obama، جنبش سبز، دانشگاه آزاد، دندانپزشکی، 9 دی، [ جمعه 16 دی 1390 ] [ 02:29 ق.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
جامعه ما از هر جهت جامعه ای جدید است,طیف هایش هم طیف هایی از نسل جدید هستند. چند وقت پیش دوستی می گفت هوا سرد شده که تعداد چادری ها بیشتر شده یا انقلابی کرده اید که تعدادشان بیشتر شده ! این اولین نفری نیست که به این موضوع اشاره دارد و بر عکس خیلی ها که عادت دارند همیشه دم از منفی بودن و بدتر شدن می زنند اینها حتی اگر لجشان هم گرفته باشد از روی سادگی باشد یا هر چیز دیگر آنچه را می بینند می گویند. اما حقیقت چیست ؟! آیا بخاطر سرد شدن هوا تعداد چادری ها و با حجاب های ما بیشتر شده یا پسر هایمان لباسشان بهتر شده و فرم خاصی گرفته ؟؟؟ یا بخاطر حدودا 7 سال سردمداری امثال احمدی نژاد این اتفاق مبارک روی داده است ؟؟؟ یا تربیت خانوادگی ما ایرانی ها بهتر و دینی تر شده ؟!!! و اما جواب ؟ هیچ کدام.... این موضوع را برای لحظه ای از ذهن پاک کنید و به این داستان توجه کنید ... لشکری بطور ناگهانی به یک شهر که تنها ساعاتی برای دفاع خبر شده شبیخون می زند ! هر جنگ اصولا چندین مرحله دارد : مرحله اول -سپاه غافلگیر شده از هم می پاشد و عقب نشینی می کند و سعی می کند به آخرین نقطه مستحکم پشت سرش پناه ببرد. مرحله دوم-سنگرسازی و حصار سازی و تشکیل خطوط جدید در هر دو سپاه در مواضع جدید -خیلی ها در این مرحله خودی و دشمن را تشخیص نمی دهند و گم می شوند ! مرحله سوم- تثبیت خطوط رزم و مشخص شدن مبارزین هر جبهه مرحله چهارم- پیش نمایش پیروزی هر جبهه و تاثیر انگیزه ها در سرنوشت جنگ پس درست است که ابتدای شبیخون مهاجم پیروز است اما این به معنای پایان کار نیست... بر می گردیم به مثال اول خود.دختر ما در جامعه سنتی ما از بچگی همراه با آشپزی و خانه داری از مادرش هم یاد می گرفت که باید حجاب داشته باشد و چادر به سر کند و پسر ما کار کردن و حیا داشتن را می آموخت مثل سربازی که حقوق می گیرد و برخی فنون رزم را می آموزد اما در تهاجم یک فرهنگ به فرهنگ ما همه این صحنه بهم ریخت !!! خوب بود یا بد ؟؟؟!!! همه می گویند بد ... ![]() اما با همه ی بد بودنش من می گویم خوب هم بود ! یعنی اگر از زاویه ای دیگر به قضیه نگاه کنیم خیلی هم بد نبود! عقب نشینی کردیم ,شکست هم خوردیم ,مرحله اول داستان بود که شاید حدود 4 یا 5 سال هم بطول انجامید و آنها زدند و ما خوردیم ! البته پراکنده دفاع هایی هم می شد اما لزوم دفاع اندیشیده نشده بود و فرهنگ و منش غربی جاذبه ای عجیب داشت ,بعد از این 5 سال دوران مرحله دوم شروع شد و کمی که از جاذبه های مهاجم کم شد و تکراری شد ,عده ای با بحران هویت مواجه شدند و خود را گم کردند ,گاهی در زمین دشمن بازی کردند و گاهی در زمین خودی و کم کم سنگرهایی ساخته شد و انسانهایی که بلد بودند با مهاجم مبارزه کنند به میدان آمدند و داستان شبیخون به رزم کلاسیک تبدیل شد .10 تا انها می زدند و یکی ما ! به تازگی باب جدیدی از این مبارزه احساس می شود .آنهم به لطف تحولات فرهنگی جامعه ایرانی .یعنی آستانه اثر پذیری جامعه ایرانی بسیار بالا رفته ! یک زمانی بنیامین یک آهنگ پاپی خوانده بود با این مضمون که (( دنیا دیگه مثل تو نداره ,نداره دیگه نمی تونه بیاره )) ,ترکونده بود از بچه دبستانی تا دانشگاهی همه را گرفته بود ,اثر داشت و هر کسی چیز تازه ای ابداع می کرد می گرفت اما امروز افراد خیلی معروفتر یکسال روی یک پروژه ای کار می کنند و بعد من دیروز توی یک سایتی ابراز عقیده ها را که می خواندم می دیدم 10 درصد ملت فقط خبر شده اند آنها هم خوششان نیامده.دیگر هر کاری به اینصورت نمی گیرد و بدون نقد هم پذیرفته نمی شود.این بالا رفتن آستانه پذیرش کار فرهنگی که حالا به عقیده خیلی ها کار غیر فرهنگی هم جزیی از آن می شود نوعی مصونیت برای ما ایجاد کرده است و این مصونیت صحنه برخوردهای فرهنگی ما را از شبیخون طرف مقابل به رزم کلاسیک با غلبه طرف مقابلمان تبدیل کرده که البته کفه با سرعت خیلی کم در حال سنگین شدن به نفع فرهنگ ایرانی -اسلامی است.به بیان دیگر ما در شروع مرحله سوم مبارزه خود هستیم و آنها خسته از این میدان به دنبال ساخت میدانی دیگر که البته هنوز موفق نبوده اند. خیلی کند و قدم به قدم فرهنگ ایرانی -اسلامی کشور و مردم ما جلو می آید ,شاید خیلی هم محسوس نباشد اما کاملا معلوم است . امروز آنهایی که چادر سرشان می کنند یا در هوای ایرانی و اسلامی بودن نفس می کشند همان دخترکهایی نیستند که 10 سال پیش چادر سرشان می کردند یا پسرانی که قایل به حیا بودند,نسل امروزی اینها نسلی فوق العاده است. نسلی که چادر پوشیدنش یک سبک لباس پوشیدن است ! یا به بیانی بالاتر یک سبک عقیده است و ابراز عقیده ! یا دم از ایرانی -اسلامی زدنش یک سبک زندگی است ! به طرف می گویند فلانی بچه حزب اللهی است .یعنی یک کلاس زندگی برایش قایل می شوند. بزرگواری هی نق می زد که 15 سال پیش همه چادری بودند امروز وضع اینجوری شده ! من قبول ندارم که 15 سال پیش همه چادری بودند ! 15 سال پیش مردم غیر از چادر چیزی بلد نبودند که بپوشند که همه چادری بودند ! یعنی آپشن های انتخابیشان برای حجاب در چادر خلاصه می شد و به همین دلیل به محض اینکه فضایی می یافتند و این آپشن ها افزایش می یافت ,چادر ها همه کنار می رفت! اتفاقا همان نسلی که ادعای چادری بودنشان می شود به حجاب ضربه زدند اما امروز آنها که چادر می پوشند یا سبک زندگیشان را اسلامی انتخاب می کنند همان سرباز صفرهای آموزش اجباری دیده نیستند ! اینها چریک هایی هستند که تمام آنچه آموزش عقیدتی بوده را داوطلبانه پذیرفته اند تا امروز ظاهرشان اینگونه شده است و چه من و ما خوشمان بیاید و چه بدمان امروز بعد از تثبیت خطوط جامعه به اینجا رسیده که آن آزادی که من و دوستانمان دوم خرداد پای صندوقهای رای شعارش را دادیم همچین طعم دلنشینی هم ندارد و اصولا نتیجه ای جز فلاکت و بد بختی نخواهد داشت. ![]() مثال ما مثال آن ارتشی بود که سربازانش نعره های بلندی می کشیدند و امروز همه گلویمان گرفته و فقط زمزمه های سنگرهای مقابل بگوش می رسد. جامعه ما بیشتر از همیشه عوض شده... هیچ وقت یادم نمی رود , آنروزی که وارد دانشگاه شدم ,خواهر کوچکم هر بار که تهران می آمد با دهان باز و ذوق زده می گفت عجب لباس های قشنگی این تهرانی ها می پوشند ,شهرستان اصلا گیر نمی یاد و امروز هر وقت می آید می گوید اینا که مثل وحشی ها توی خیابون می گردند چرا هیچ کس چیزی به اینها نمی گوید ؟؟؟! ![]() خیلی چیزهایی که روزگاری به نگاه ملت من خوش می آمد امروز اگر به طلا بگیرندش در فکر این ملت فرو نمی رود ! آیا نسل سوم ما جامعه جدیدی خواهد بود و یا گذاری برای تولد جامعه ای جدید بر بستر نسل چهارم خواهد بود ؟! خیلی بعید نیست ! اتفاقا تمام شواهد همین را می گویند .جامعه ای که شاید آنچنان که غربی ها از نسل من ذوق زده شدند ,هرگز رفتار نکند و اما آنچنانی هم که انتظار فرهنگ و مذهب من است ,ایده آل نباشد ...اما... شواهد امیدوار کننده است...
طبقه بندی: سیاسی، برچسب ها: جامعه جدید، واحد آزاد دندانپزشکی، دختر چادری، فرهنگ، شبیخون فرهنگی، دوم خرداد، خاتمی، [ شنبه 3 دی 1390 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
نظر سنجی جدید :
برچسب ها: تعاونی دانشگاه، واحد ازاد دندانپزشکی، [ دوشنبه 28 آذر 1390 ] [ 05:47 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
برچسب ها: نظر سنجی، تعاونی، واحد ازاد دندانپزشکی، دکتر حراجی، سلمانی، [ دوشنبه 28 آذر 1390 ] [ 05:41 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
15 استفاده متفاوت از خمیردنداناز خمیر دندان برای تمیزشدن، سفید شدن، حذف لکه ها، بازیابی و محافظت از مینای دندان استفاده می شود. اما خمیردندان قابلیت های شگفتی در کنار تمیز کردن دندان های ما دارد. می توان باعث تسکین برخی دردها و خلاص شدن از شر لکه ها و بوی تند و بسیاری موارد دیگر بشود. برچسب ها: خمیر دندان، [ شنبه 26 آذر 1390 ] [ 12:23 ق.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
احساس می کنم همه چیز دنیا یک جور داستان هستش ,شاید یک نوعی از همان داستانهایی
که روزهای تعطیل و بیکاری تابستونا از صبح تا شب می خوندم و تموم نمیشد یا یه چیزی
مثل رمانهای فهیمه رحیمی که وقتی می خوندی اشکت در میومد ....اما... بدی
دنیا اینه که داستانهاش زنده هستند ,واقعی هستند و احساسشون می کنی !!! این خیلی
بده.جدا از بد بودنش تحملشم سخته .ای کاش میشد از دنیا گذشت ,از زمان گذشت و آینده
ای داشت که گذشته پشت سرش نباشه. بوی
نم خاک بلند شده ,تندی آفتاب وسط زمستون حال و هوای آدم را عوض می کنه ,اینجا غیر
از سادگی هیچی نیست ,بهش میگن شهرستان ولی برای من بهشته ,بعد از 6 سال تهران
نشینی اجباری این مرخصی های اتفاقی قند توی دل آدم آب می کنه ,هنوز رنگ شهر رنگین
کمون نشده ,رنگش همون بی رنگیه ,نگاه ها دلنشین و لباس ها مثل خودم عقب افتاده ! و
ساده هستش و من این سادگی ها را با همه ی دنیا عوض نمی کنم. هر قدمی که بر می دارم
انگار کتاب گذشته ورقی باز می کنه و هر آجر و خیابونی حکایتی عجیب و منحصر بفرد
داره.چه جوری می رسم نمی دونم اما سوز صبح کویری شهر یک لحظه چشمهای ذهنم و از
گذشته به حال میاره.بازار قدیم شهر هستش ,گوشه ورودی بازار جوانکی افغانی روی زمین
نشسته ,مرتب و تمیز و دستمالی روی پا انداخته و ادوات کفش دوزی اش را پهن
کرده.((واکس می زنی )) ,جلویش می ایستم و می گویم و او بدون کلام دمپایی نویی را
جلویم ردیف می کند و حلبی را که مشتری رویش می نشیند برایم جلو می کشد.خسته است
,خودش نمی گوید اما احساس می کنم ,نه از کار,شاید از همه چیز ,حتی از من که باید
بایستم و او کفشهایم را واکس بزند.چقدر دلم می خواست چند دقیقه ای او بلند شود و
من با همین لباس جای او دم درب بازار بنشینم و چند تا کفش واکس بزنم و ببینم اینکه
دم درب بازار بنشینی و همه رد شوند و بچه کوچولوها تیکه ات بپرانند و تو کفشی واکس
بزنی و پولی بگیری چه حالی دارد اما نمی
شود ,کم کم به این باور رسیده ام که ادم اگر به قله کوه هم برسد باز از جایی محروم
است و آن سطح زمین است ,حال ما که به هیچ کجا نرسیدیم از همه چیز و همه جا
محرومیم.نگاهش را به چشمهایم نمی آورد ,سرش را پایین می اندازد و با دستهایی که
انگشت های بلندش چشمت را بخود می گیرد با حرکات بلند شروع می کند به واکس زدن. یک
لحظه دنیا پیش چشمم سیاه می شود .باور نمی کنم این روزگار بی شرم و بی حیا را ,این
ستمکار بی مروت و بی رحم را که چگونه راضی می شود با من و تو و او اینگونه کنار
بیاید .دلم نه ,بال و پرم می شکند ,اشک دانه دانه و آرام ارام از چشمهایم می گریزد
و وقتی سر بلند می کند او هم به من می پیوندد.مردم انگار دیوانه ای ببینند نگاهم می
کنند و می خندند ! تیکه ای هم می پرانند که آدم ندیده برا افغانی گریه می کنه !
اما... سالها
پیش مدرسه ای بود با قدمت قاجار بنام مدرسه شهید میر افضلی ...آن سالها به علت
وفور کار کشاورزی در رفسنجان ,بسیاری از مهاجرین افغانی, شهر مرا به عنوان سکنایشان
بر گزیدند و مدرسه هامان نصف نصف افغانی و ایرانی بود و نیمکت هایمان.گوشه نیمکت
من افغانی می نشت که استاد کلاس اولمان آقای حنیف او را گل کلاس می دانست .اسمش عبدالله بود و حقیقتا هم
عبدالله بود ,چرایش هم واضح بود ,آنزمانی که امثال من در هفت سالگی و کلاس اول به
محض خوردن زنگ مدرسه پروژه جفتک پرانی و انتر بازی را در دستور کار قرار می دادیم
,عبدالله همراه با اذان می ایستاد به نماز و همان زمانهایی که موهای ما بچه ایرانی
ها اینقدر بلند و بد ترکیب می شد که سر شکار شپش های کله هایمان با خط کش از یک
متری مسابقه می گذاشتیم ,استاد حنیف جهت تنویر افکار عمومی و تقبیح اعمال قبیحه
امثال من می فرمودند عبدالله هر صبح حمام می رود ,وضو می گیرد ,نماز می خواند ,عطر
می زند و به مدرسه می آید .آخه اینها را استاد حنیف برای کدام گوش می گفت خدا می
داند ,تازه لجمان هم می گرفت قرار می گذاشتیم زنگ که خورد و همه ریختند بهم و خر
تو خر شد ,چند تا تیپا بهش بزنیم اما خب زورمان هم نمی رسید ,عبدالله قد و قامتش
از همه بلند تر بود ,2 سال از ما بزرگتر بود. او
هیچ دیکته ای ننوشت مگر اینکه نمره اش بیست بود ,توی مدرسه ما بیست به کسی نمی
دادند ,یک سید بزرگواری بود که مدیر مدرسه اش می خواندند ,ایشان می فرمود بیست
برای عقب مانده هایی مثل شما حیف است و من تازه بعد از سالها می فهمم عجب این
بزرگوار آنزمان همه ی ما را شناخته بود و اشراف کامل بر حالات و احوالات ما داشت
اما با اینحال عبدالله 20 می گرفت .همه حسودیمان می شد ,آخر کتک هم نمی خورد ,هیچ
بهانه ای برای کتک خوردنش نبود ,شاید لحظه به لحظه آن سه ماهی که هر زنگ استاد
حنیف مداد میان انگشتهایم می گذاشت تا با 4 انگشت مداد را نگیرم و سه انگشتی
بنویسم آرزو می کردم و پیش خودم می گفتم تلافی اش را سر این در میارم اما هیچ وقت
قسمت نشد .کتک را معلم می زد ,عقده اش را از عبدالله به دل می گرفتیم .... سال
که گذشت چون امرای مصلحت نظام به این
نتیجه رسیدند که این مدرسه و این نحوه درس خواندنم جز تباهی و سیاهی و الدنگی
نتیجه ای در دنیا و آخرتم ببار نمی آورد بر آن شدند تا مدرسه ام را عوض کنند و من
هم چاره ای جز تسلیم نداشتم...از عبدالله فقط خاطره ای ماند و شاید این سالها در
این اندیشه بودم که این عبد صالح و کوه استعداد و نظم و هوش شاید اکنون دکتر یا
مهندسی باشد اما ... جلویم نشسته بود ,با همان خستگی ,میان سرما و نگاه مردم و پارچه ای
روی پایش انداخته بود و کفش های ابله هایی را که تمام زندگیشان جز رنگ و روغن و
فوکل و لباس و شلوارشان نیست را واکس می زد و می دوخت. عبدالله
زدگیش را سوخته بود و باور دارم او اگر جای دیگری بود شاید اینقدر عقده های من و
تو و او به اسارتش دامن نزده بود.کوهی از ایمان و معدنی از هوش و استعداد کفش پاک
کن احمق ها شده بود... چقدر
تحمل این صحنه ها سخت است... برچسب ها: رفسنجان، عبدالله، افغانی، کفاش، دبستان شهید میر افضلی، منصور حنیف، [ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 12:29 ق.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
اصولا وقتی انسان بقول ما امروزی ها !!! مثل خر توی گل گیر می کند به هر دری می زند ,از دروغ گفتن تا تقلا زدن و کشته گرفتن و ....حکایتی بود میان دفتر هزار و یک شب,بچه بودم می خواندم و بخاطر می سپردم که نقل می کرد مردکی از دست همسایه اش ناراحت بود هر روز سر ظهر که همه برای نماز از درب خانه اش می گذشتند چماقی در خانه همسایه می انداخت و سرش را محکم به دیوار خانه او می کوبید تا خون فواره بزند و روی زمین می نشست و فریادش به آسمان می رفت! جمعیتی بسیار دورش جمع می شدند و به لعن و نفرین همسایه می پرداختند و چنان شد که همسایه طاقتش تمام شد و آن خانه را فروخت و رفت اما او پس ازاندکی اندیشه پنداشت به خواسته خود رسیده است اما این مشهوریتی که او از مظلومیت بدست آورده و شهره مردم شده بسیار دلنشین تر از رفتن همسایه است پس همچنان هر روز سر را به دیوار می کوبید و درب خانه همسایه می نشست و مردم همچون گذشته بر گردش جمع می شدند و به لعن و نفرین همسایه می پرداختند غافل از اینکه خانه سالیان سال است که خالی از سکنه است!!! و او خون خود را بهانه باطل خود می کرد تا مهر حقانیت بر باطل زند !!! حکایت ,حکایت زمانه ما است... داستان برخی از دوستان ما هم اینچنین است ,بازی کردن با کلمات و تیتر ها و عنوان ها را سر دوشی خود کردن و بالای سر خود گرفتن تا مردمی به خیال خام ,خام تر از ایشان گشته و شهرتی یا نام و آوازه ای از برای خود دست و پا کنند.
میان اسناد برخی سایت ها در ایراد مظلومیت خود و ظلم ,پرسه می زدم ,اسناد جالبی دیدم ,نمونه اش را برایتان خواهم آورد ,اسنادی که گاهی آنچنان ناشیانه و استادانه!!! درست شده که در قدم اول باور می کنی همه چیز طبیعی است اما با کمی گشت و گذار و با کمی بیشتر دقت ,می بینی ابله ها چقدر ناشیانه و ابتدایی دست به جعل سند می زنند و آنرا سند برائت و مظلومیت خود می دانند ! جماعتی که دروغ و تزویر و لوده گری سند مظلومیتشان باشد وای بر مظلوم و خوشا بحال ظالم....
سندی که آورده اند حاوی چندبند است ,ابتدا اصل سند :
![]() به این سند به دقت نگاه کنید ! متن این نامه به این شرح است که رهبر به سران سپاه دستور داده اند به فرماندهان نیروهای کنترل کننده اغتشاشات پس از انتخابات 5 ملیون تومان پاداش داده شود ! به این مطلب هم می پردازیم اما در ابتدا به خود سند یک نگاهی بیندازیم ..برایم عجیب بود که من که دندانپزشکم و اصولا کمی قوه فضولیم قوی می باشد و چندان دانش سند خوانی و سند نویسی هم ندارم می فهمم این سند پر از ایراد و اشتباه و از نوع سیکل و ابتدایی اش است چه برسد به دیگر مردم! قسمت 1: فاجعه است !!! من نمی دانم اینهایی که ادعای اپوزوسیون می کنند رجالی در حد ابتدایی هم ندارند تا اینگونه سوتی ندهند؟! کدام الاغی می آید مهر محرمانه را اینجای سند بزند؟! در طبقه بندی اسناد مهرهای امنیتی در سربرگ نامه زده می شوند نه در زیر سربرگ نامه !!! آنهم معولا در سمت چپ بالا روی تاریخ و پیوست و شماره ....
![]() قسمت دوم : خدایی آرم را خیلی خوب ساخته اند اما چند تا نکته خیلی جالب داره ...اول اینکه زیر آرم بالای صفحه معمولا عنوان بخشی است که نامه از آنجا صادر می شود یا می نویسند ((تاسیس 1357)) حتی در پرچم ها هم این مسئله باید رعایت شود.دوست عزیز یادشان رفته درج نمایند
.دوم هم در شاکله ارم اگر به دقت نگاه کنید می بینید با همه دقت بکار رفته باز با آرم سپاه تفاوت دارد.از آن مسابقه های هوش است که می گوید تفاوت بین دو تصویر را بیابید .در حقیقت شاید سعی شده از اولین آرم های سپاه در هنگام تاسیس کپی برداری شود مثل این :![]() و سپس این آرم ها بروی پرچم امروزی سپاه :
![]() و آنها اینگونه درست کرده اند:
چند کلمه ای هم بر متن: این بار اولی نیست که بغض کفتارها اعتراف بر عدالت مولا و رهبر ما دارد.اینها حتی در دروغهایشان هم نمی توانند اعتراف به عدالت آقای ما نداشته باشند ,همچنان که در این نوشته هم آورده اند که او دستور می دهد هم جلوب اغتشاگران گرفته شود و هم جلوی افراد خود سر.اما تمرکز آنها بروی پاداش دادن به فرماندهانی است که در مقابل زیاده خواهی و قانون شکنی و هنجار شکنی آنها محکم و استوار ایستادند.این بزرگواران به نظر من و بسیاری از ملت ایران پاداشی فراتر از این پاداش مادی را شایسته هستند.باید مدال افتخاری به آنها داد و بوسه ای بر دستان انها زد که تا تاریخ نویسان ذکر حادثه می کنند هرگز مجاهدات و معاهدات آنها در راه خدا فراموش نشود و هر وقت و هر زمان که گرگ ها با بغض همیشگی شان صفحات تاریخ را ورق زدند ,به این داستان که رسیدند آتش بگیرند و در این آتش بسوزند و وعده خدا با آنها بسیار زودتر از آنچه که خود را مستحق آنمی دانند ظاهر خواهد شد. طبقه بندی: سیاسی، برچسب ها: اسناد جنایات رژیم، سند سازی ناشیانه، آرم سپاه پاسدارن، [ دوشنبه 14 آذر 1390 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
![]() وی خاطرنشان کرد: انگلیس مادر آمریکاست و همچنین شکلدهنده رژیم صهیونیستی و مسلک جعلی وهابیت، بهائیت و قادیانیت در هند است. عباسی گفت: همچنین لکه ننگ مرگ 11 میلیون ایرانی در جنگ جهانی دوم بر اثر قحطی بر دامن انگلیس تا ابد پا برجاست، انگلیس زمینه جدا شدن بحرین از کشور ما را ایجاد کرد و افغانستان را از ایران بزرگ جدا کرد. وی بیان کرد: صحنهگردان تحریمهای جهانی علیه ایران انگلیس است و این روند ادامه دارد، در حوادث دو سال پیش نیز با دخالت خود فضای ملتهبی در جامعه ایجاد و جامعه ما تا مدتها صحنه ناملایمتهای بسیاری بود. رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز تصریح کرد: تصرف سفارت انگلیس شباهتهای بسیاری با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا دارد و دست کمی از آن حادثه عظیم نداشت و هدف هر دو بر سر زدودن کسانی بود که وجه امپریالیستی داشتند و باید با آنها برخورد میشد. وی با اشاره به نحوه برخورد دانشجویان با انگلیس و ارزیابیاش از این حرکت انقلابی افزود: اعتراض به حقی بود و بالا رفتن از دیوار سفارت بر اساس رای مجلس ممکن است به نوعی احساسی تلقی شود، اما به شدت ضروری بود. عباسی اذعان کرد: حرکت ارزشمند دانشجویان الهامبخش دانشجویان منطقه است و دانشجویان سوری، مصری و فلسطینی نیز از این حرکت دفاع کردند و حتی مردم ترکیه در اعتراض به شایعه جنگ آمریکا علیه ایران پرچم آمریکا و انگلیس را به آتش کشیدند. وی با اشاره به ارزیابیاش از آینده رابطه با انگلیس عنوان کرد: انگلیس گفته که رابطهاش را قطع نمیکند و فقط کاهش میدهد، اما اگر ایران رابطهاش را قطع کند و یا حتی در درازمدت رابطه را کاهش دهد، ضریب امنیتی ایران بالا میرود. عباسی با اشاره به عکسالعمل وزارت امور خارجه در قبال این حرکت دانشجویان بیان داشت: مسئولان واقعگرا بوده و دانشجویان آرمانگرا و در هر حال دانشجویان آرمانگرا باید جوانب و حاشیههای این موارد را تحمل کنند. طبقه بندی: سیاسی، برچسب ها: لکه ننگ مرگ 11 ملیون ایرانی بر دامان انگلیس، تسخیر سفارت انگلیس، دکتر حسن عباسی، خبرگزاری فارس، [ یکشنبه 13 آذر 1390 ] [ 08:37 ق.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
![]() (حجم 700 کیلو بایت )
فرمت pdf
طبقه بندی: حقوق بشر، برچسب ها: هلوکاست ایرانی، دانلود کتاب قحطی بزرگ، جنایات انگلستان در ایران، اشغال سفارت انگلیس در ایران، [ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 01:47 ق.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
![]() روزی که جاسوسخانه انگلیس را در هم شکستیم تاریخ روابط ایران و انگلیس تاریخ و حکایت عجیبی دارد .تاریخی که همیشه زنجیر قوانین و معاهدات بر گردن ما بوده و امتیاز و جاسوسی و آقایی بر ملت ما از آن انگلیس! برگهای تاریخ ما سراسر لگد مال شده ی دولت فخیمه انگلیس است ,از قرنها پیش شاید زمان دولت مقتدر صفوی و عثمانی که برخی کتب تاریخ می نویسند انگلیسی ها فتنه می کردند تا این دو قدرت همیشه با عنوان شیعه و سنی با یکدیگر در جنگ باشند و کاری بکار دیگر ایالات و ولایات مستعمره دولت فخیمه نداشته باشند.بعدها اما آنها دستشان بازتر شد تا جایی که سر سپرده هایشان امضای شهادت امیر کبیر را از شاه ایران در حالت مستی گرفتند یا کمی پیش از آن در جنگ ایران و روس آنقدر با ایران پیمان نظامی بستند و شکستند تا دولت ایران جنگ با روس را باخت و تمام مناطق شمالی کشور را از دست داد .شاید آنچه در ادامه می آورم تنها بخشی از جنایات دولت انگلیس بر علیه ایران باشد : 1-دخالت مستقیم دولت انگلستان در شهادت امیر کبیر 2-پیمان شکنی های متعدد انگلستان در جنگ ایران و روس و شکست خوردن عباس میرزا و از دست رفتن تمامی مناطق شمالی ایران 3-جدا نمودن کل سرزمین افغانستان از ایران در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه 4-جدا نمودن استان بحرین از اراضی سرزمینی ایران در زمان نخست وزیری هویدا 5-طراحی کودتا بر علیه احمد شاه قاجار تنها پادشاهی از قاجار که معاهدات ذلت بار انگلیسی را امضا نمی کرد و به کرسی نشاندن پهلوی ها 6-غارت انبوهی از میراث تاریخی کشور ایران و خارج کردن آن بصورت قاچاق از کشور 7-حمایت و توطئه در راه اندازی فرقه بابی گری در ایران و ایجاد تفرقه مذهبی و درگیری داخلی در ایران 8-تاسیس فرقه و حکومت وهابیت توسط لورنس (جاسوس انگلیسی ) در مرکز ثقل جهان اسلام یعنی عربستان و در مجاورت خانه خدا و قرار دادن این فرقه در مقابل دیگر کشورهای اسلامی از جمله ملت ایران در طول تاریخ 9-همدستی با موساد در منفجر کردن ساختمانهای تجاری آمریکا و ایجاد بهانه و تحریک برای حمله به خاورمیانه و ایجاد جای پایی در منطقه 10-همدستی و همراهی با اراذل و اوباش در کودتا بر علیه حکومت مردمی دکتر مصدق 11-ایفای نقش به عنوان حامی مالی و معنوی گروهک های ترور و در نتیجه کشته شدن هزاران قربانی ترورهای انگلیسی در ایران 12-اجاره کردن باغ قلهک از خاندان قاجار و عدم تحویل آن به دولت ایران 13-ایفای نقش در تمامی قطعنامه های سازمان ملل بر علیه ملت ایران 14- حمایت 15 میلیون دلاری از سران فتنه 15-قرار داد رویتر" که به موجب آن کشیدن راه آهن از بحر خزر تا خلیج فارس و اداره گمرکات و استخراج کلیه معادن از جمله ذغال سنگ و نفت و آهن و سرب و به طور خلاصه کلیه منابع ثروت ملی ایران را با شرایط سهل به مدت 70 سال به این شخص واگذار کرد 16-تقسیم ایران به سه قسمت شمال و مرکز و جنوب و در اختیار گرفتن و تصرف کردن بخش جنوبی ایران که سرشار از منابع نفتی بود و سرانجام در سالروز شهادت دکتر شهریاری جاسوسخانه و نماد فخر و تکبرش را در هم شکستیم... ..................................................................................................................................................................... پلان دوم: وحشی تر از مغول-بزرگترین جنایت تاریخ از جانب دولت انگلیس بر علیه ملت ایران ! همه آنچه گفتیم یک طرف, اقدام انگلیسی ها پس از جنگ جهانی دوم هم یک طرف ,آنها پس از ورود به ایران کل غله ملت ایران را همچون موریانه به یغما بردند و چند سال قحطی و وبا و طاعون را برای ایرانیان به ارمغان آوردند. کاردار آمریکا در ایران «والاس اسمیت موری»، درباره وضع خواروبار و آذوقه در ایران گزارشی عجیب داده است. موری در شرح وضع آذوقه و خواروبار به موضوع قحطی 1918- 1917 اشاره کرده و مینویسد: یکسوم جمعیت ایران بر اثر گرسنگی و بیماریهای ناشی از سوءتغذیه از میان رفتهاند)) در گزارشهای دیپلماتیک آمریکاییها آمده، شمار جمعیت ایران در سال 1914، 20 میلیون نفر بوده است. با یک روند طبیعی، این شمار باید در 1919 دستکم به 21 میلیون میرسید اما شمار واقعی در 1919، 11میلیون نفر بوده است که نشان میدهد دستکم 10 میلیون نفر بر اثر قحطی و بیماری در ابعادی فاجعهآمیز از بین رفتهاند. در نیمه دوم سال 1916، بر اثر جنگی که در خاک ایران، ابتدا بین ایرانیان و روسها و سپس میان روسها و ترکهای عثمانی درگرفته بود، مردم ایران با کمبود مواد غذایی و گرانی روبهرو شدند. کمبود مواد غذایی در پاییز 1917 به قحطی انجامید. در بهار 1917، ترکهای عثمانی خاک ایران را ترک کردند و به دنبال انقلاب روسیه، نیروهای روسیه نیز در پایان پاییز 1917 از ایران رفتند. از آن پس تنها انگلیسیها در ایران باقی ماندند، بنابراین ایران زمانی به بزرگترین فاجعه تاریخ خود دچار آمد که تمام خاک ایران و کشورهای همجوارش در شرق و غرب، علاوه بر خلیج فارس، در اشغال نظامی انگستان بود. شواهد مستند ارائه شده در این «پرونده» نشان میدهد، خرید غله در مقیاس وسیع، برای تامین آذوقه نیروهای انگلیسی در ایران، بینالنهرین و جنوب روسیه بر دامنه قحطی در ایران افزوده است. ژنرال دنسترویل، در جایی با صراحتی عجیب ضمن اظهار تاسف، به این واقعیت اعتراف کرده است که خریدهای غله از سوی انگلیسیها منجر به کمبود و افزایش قیمتها شد و در نتیجه به مرگ شمار بسیاری از ایرانیان انجامید؛ از این عجیبتر گزارش سرگرد داناهو درباره تخلیه شهر مراغه در آستانه شکست ارتش انگلستان از ترکها در سپتامبر 1918 است. انگلیسیها که قبلا مواد غذایی بسیاری خریده بودند، ذخیره غله شهر را در شرایط سخت قحطی از میان بردند تا به دست ترکهای عثمانی نیفتد. زمانی که ژنرال دیکسون، رئیس اداره منابع محلی بینالنهرین به ایران آمده بود، ساوثرد در گفتوگو با او دریافت، خرید غله ایران توسط انگلیسیها در آن روزها بالغ بر 500 هزار تن بوده است؛ در حالی که ایران در آن زمان دچار قحطی بود. جالب آنکه ژنرال دیکسون با تفاخر برای ساوثرد از میزان ظرفیت آزاد شده کشتیرانی سخن میگوید که با خرید غله در ایران فراهم آمده است. دیکسون به ساوثرد میگوید، اگر این مقدار غله از طریق ایران تهیه نمیشد، باید آن را از هند وارد میکردند و در نتیجه بخش مهمی از ظرفیت کشتیرانی انگلستان برای این کار اشغال میشد. این سند نشان میدهد، انگلیسیها میتوانستند برای نجات مردم قحطیزده ایران با کشتی از هند گندم وارد ایران کنند؛ اما نهتنها این کار را نکردند، بلکه گندم داخل ایران را هم خریدند تا ظرفیت کشتیرانی خود را در اقیانوس اطلس افزایش دهند. یعنی میلیونها ایرانی قربانی شدند تا انگلستان جای خالی در کشتیهای خود در اقیانوس اطلس داشته باشد(!) قحطی 1919- 1917 بزرگترین فاجعه در تاریخ ایران و بسیار فراتر از تهاجم مغول در قرن سیزدهم میلادی است. اناهو افسر شناخته شده اطلاعات نظامی انگلستان و نماینده سیاسی آن دولت در غرب ایران در سالهای 1918 و 1919 درباره قحطی درغرب ایران اینگونه می نویسد: مرحوم محمد علی جمال زاده تلفات وحشتناک شیراز را این طور روایت می کند: جردن به ویکری در نیویورک اینگونه تلگراف می زند: «....قحطی بر خلاف انتظار رو به افزایش است و با همه گیری گسترده تیفوئید و تیفوس همراه شده است....مواد غذایی را تقریبا نمی توان تهیه کرد. قیمت ها هنگفت است. مردم علف، سگ، مردار حیوانات، حتی انسان را می خورند....»[9] ادیسون ئی ساوثرد کنسول آمریکا در ماموریت ویژه خود در ایران در تابستان 1918، در گزارشی به تاریخ 24 دسامبر 1918 برای کمیته امداد رسانی آمریکا می نویسد: «من شخصا در کنار جاده ها در ایران، جسد ایرانیان مرده و یا افراد در حال مرگ در اثر گرسنگی را دیدم. من همچنین مردم گرسنه ای دیدم که مردار حیوانات را می خورند و حریصانه برگ های تنک علف هایی را که هنوز آفتاب سوزان تابستان پژمرده شان نکرده بود، می بلعیدند. و امروز این وحشی های وحشی تر از مغول بنام دولت فخیمه انگلستان عنوان می کنند شما طبق قوانین بین الملل با سفارت ما برخورد نکردید و من می گویم ما با افتخار از دیوار سفارت شما وحشی ها بالا رفتیم و شمایی که مثل موش فرار می کردید را به نظاره نشستیم و غرورتان را لگد مال نموده ,تابلوی ملکه و نشان امپراطوری بریتانیا را که شاهان ما مقابلش قد خم می کردند زیر پا گذاشته و لگد کوب مردم کوچه و بازارمان نمودیم و از این پس مقابل شما پنجه در پنجه و بغض در گلو ایستاده و آماده ضربه زدن به تمام منافع شما در هر نقطه از دنیاییم .
منتظر باشید ,بزودی نزدیکتر از این می آییم.... طبقه بندی: سیاسی، برچسب ها: اشغال سفارت انگلیس در ایران، اشغال سفارت توسط دانشجویان، [ پنجشنبه 10 آذر 1390 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
امروز یکم آذر ماه 1390-دانشگاه آزاد اسلامی –واحد دندانپزشکی دانشگاه بالاخره گل کاشت و با دعوت از بازیگران مجموعه سریالی وضعیت سفید درست در روزی که اخرین قسمت این مجموعه پخش خواهد شد ,علاوه بر برداشتن گامی بزرگ در راستای اهداف فرهنگی دانشگاه ,روز دانشجو را هم که در ایام محرم قرار می گیرد ,پیشاپیش گرامی داشت.مراسمی که حدود 4 ساعت طول کشید و حواشی و اصل جالبی داشت. 1-در هنگامه ی در ورودی سالن ازدحام بنرهای تبلیغاتی ترافیک درست کرده است.جلوی سالن به رسم تمامی مراسمات دانشگاه ما شلوغ است.ساعت شروع مراسم 13 عنوان شده اما اعلام می شود 13 و سی دقیقه.همان لحظه های اول آقای صیفی کار با مشورت تصمیم می گیرد خانم ها سمت چپ سالن بنشینند و آقایان سمت راست,مثل قدیم ها توی آن سالن طبقه 3 قدیم خانم دکتر خردپیر. 2)ساعت 13 و 20 دقیقه دکتر حراجی ریاست واحد و کابینه معاونینش وارد سالن می شوند . 3)سالن آماده نیست و هنوز دارند دکور جلو را درست می کنند ,اینکار تا حدود ساعت 13 و 37 دقیقه طول می کشد.می شد اینچنین کارهایی را زودتر از این انجام داد. 4)ساعت 14 مراسم با سلام مجری شروع می شود.و او قاری قرآن را به پشت میکروفون دعوت می کند و پس از قرآن بی مقدمه دکتر حراجی و کابینه اش همان جلوی سالن و پایین سکوی نمایش برای اهدای جوایز دانشجویان برتر فرهنگی و آموزشی آماده می شوند.در همین حین تعدادی از بازیگران سریال وضعیت سفید وارد سالن می شوند و نزدیکترین صحنه ای که مقابل چشمان دکتر امینی قرار می گیرد ابزار احساسات آنها به یکدیگر و دانشجویان به آنهاست اما خانم دکتر با نگاهی به سمت زمین و با چهره ای که نه رضایت و نه مخالفتی از آن مشهود است ,نزدیکترین ناظر اینچنین صحنه هاییست.شاید اگر هنر فکر خوانی را داشتم پیش خودم می گفتم مدیریت آموزشی واحد شاید پشت این چهره ای که اندکی در فکر فرو رفته به این می اندیشد که در جامعه ما چرا افراد هنری اینچنین طرفدار دارند و جامعه علمی ما در گمنامی خود راه به پیش می برد .چرا بخشی از جامعه برای زندگی مجازیشان در فیلمها اینچنین تشویق می شوند و بخشی دیگر که تمام زندگیشان را در عرصه های حقیقی علم ایثار می کنند ,طرفداری ندارند. 5)شواهد حاکی از این بود که برنامه زمانبندی مراسم در جایی خارج از دانشگاه ما قرار دارد و اقایی که به نظرم فامیلشان زمانی بود مدیریت زمانی برنامه را بر عهده داشتند.البته ما ایشان را در برنامه ازدواج دانشجویی واقع در واحد پزشکی هم زیارت کرده بودیم که اتفاقا مدیریت ان برنامه هم با ایشان بود و برنامه ای پر ایراد و ضعیف برگزار نمودند.بی برنامگی در حدی بود که مجری برنامه سید جواد هاشمی حدود نیم ساعت به تنهایی صحبت می کرد و 4 بار تکرار کرد که من هنوز نمی دانم ادامه برنامه چیست و هیچ برنامه ای برای این مراسم به من نداده اند !!! حتی در جایی گفت من حتی نمی دانم چه کسی باید بیاید و بگوید برنامه بعدی چیست !!! پس از 40 دقیقه از شروع مراسم تازه برنامه ای به مجری داده شد!!! 6)طبق رسم همه جا که سخنرانی میزبان در ابتدا می باشد ,بخش سخنرانی دکتر حراجی به انتها منتقل شد ,احساس می کردم دکتر ناراحت شده اند و هنگامی که برای سخنرانی آمدند کنایه ای کوتاه اما پر مفهوم بکار بردند ))مثل هر موضوع دیگری که سیما می تواند آنرا جابه جا کند و اول را اخر قرار دهد اینجا هم سخنرانی من جابه جا شد ))
7)سید جواد هاشمی : جسارته اما چون برنامه از تلوزیون پخش خواهد شد من از خانمها خواهش می کنم آن حجاب خوب خودتان را رعایت فرمایید.(تشویق حضار ).یکی از پسرها برای مسخره کردن دخترها با صدای بلند و با لحن طنز و کنایه گفت : ((حجاب که مسئولیت نیست ,محدودیته )) و جمعیت اطرافش زدند زیر خنده. 8)نورافکن های رو به دانشجویان چشمهای همه را خسته کرده بود. 9)مونا احمدی بازیگر نقش شیرین با یک مانتو قرمز نقش دار در سالن حاضر شده بود که چندان هم شایسته نبود ,انگار هم خجالتی بود چون به محض گرفتن جایزه بصورت دویدن صحنه را ترک کرد. 10 )معاونت فرهنگی واحد تمام مدت مراسم روی پا ایستاده بود چه در ابتدای جلسه جهت انتظامات ابتدایی و چه در طول جلسه برای خوش آمد گویی و بدرقه مهمانان. 11)قشنگ ترین لحظات مراسم روی صحنه آمدن ناصر و بلندگو گرفتن پسر کوچکش بود. 12)سوال پور محمدی : چرا دانشگاه دندانپزشکی / جواب دکتر حراجی : چرا دانشگاه دندانپزشکی نه. در انتها باید از مسئولین فرهنگی دانشگاه و ریاست دانشگاه تشکر کرد که کار بزرگی را در هماهنگی و برگزاری این مراسم انجام دادند اما به نظرم شاید اگر مدیریت زمان برنامه هم در واحد دندانپزشکی معنا می شد برنامه ای بهتر از این را داشتیم وباز تاسف می خورم آنهایی که ما شکایت کردیم از آنها که در مراسم ازدواج دانشجویی واحد پزشکی در حین مراسم آهنگ نفرینی پخش می کردند و در انتها آهنگ شادمهر عقیلی معتکف در شبکه های معاند با جمهوری اسلامی را گذاشته بودند , باز می آیند و بنام یک نهاد فرهنگی که نام مقدسی را هم یدک می کشد ,می شوند مدیر برنامه ای دیگر!!! و در انتها همچون فاتحین روی صحنه با عوامل سریال وضعیت سفید عکس یادگاری می گیرد !!! مبارکشان باشد. طبقه بندی: عمومی، [ چهارشنبه 2 آذر 1390 ] [ 11:41 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
[ دوشنبه 30 آبان 1390 ] [ 11:32 ب.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
به بهانه گزارش جدید آمانو ریاست آژانس انرژی اتمی...
ما ایرانی ها همه دانشمند هسته ای هستیم و تماما در حال تلاش برای ساخت بمب های هسته ای فوق سنگین.این را من نمی گویم ! آژانس های اطلاعاتی آمریکا می گویند و گزارش جدید آمانو !!! می گویند سال 2008 ،ایالات غیر متحده آمریکا با پیشرفته ترین تجهیزات تصویر برداری فضایی و زمینی اش کانکس های فلزی را در یکی از سایت های هسته ای ایران کشف کرده بود که مدعی بود ایرانی ها آزمایش های اتمی خود را در این اتاقک ها به انجام می رسانند .حدود چند ماهی تمام دروغنامه های خارجی حکایت این اتاقک های مرموز را در بوق و کرنا می کردند و سرویس های خبری از فجایع این اتاقک های سری در ایران خبر می دادند و سرانجام تعدادی هالو هالوها در گزارششان آورده اند که هنگام نزدیک شدن به این کانکس ها بوهای مشمئز کننده ای به مشامشان رسیده است ستشویی صحرایی است که در کانکس مستقر شده !!!(گزارش 2008 آژانس انرژی اتمی ) خب .حالا حدود 4 سال از این گزارش می گذرد .خودشان هم خیلی رویشان نشد روی اینچنین گزارش هایی مانور بدهند اما من بر این باورم اروپا و آمریکا در چنان منجلابی از مسایل داخلی خود تا گلو در گل گیر کرده اند که هر علف هرزی بدستشان برسد را چنگ می زنند تا در این باتلاق غرق نشوند.بعد از 4 سال دوباره داستان همان کانکس ها را مطرح نموده اند !!! بگذریم ! قدیم توی دهات ما که از دهات معروف رفسنجان وبنام انار مشهور است و الان برای خودش شهر شده ! می گفتند : (( طرف به کاهدان زده )) .اینها دیگر کارشان از کاهدان گذشته و به دستشویی زده اند و تمام شکوه و عظمت امپراتوری پوشالیشان را درگیر کیک زرد کرده اند ! باز هم بگذریم ! و اما جدا از این داستان... باز ایالات غیر متحده و دوستانش بازیهای جدیدی را تجربه می کنند ،البته برای ملت ما جدید نیست اما شکل همه اینها فرق کرده .فرقش این است که مثلا در حادثه یازده سپتامبر ملت ما شاید 5 درصدش هم ماهواره بین نبود و رسانه یابوهای آمریکایی را نمی دید اما امروز درصد بینندگان برنامه های رسانه ای و ماهواره ای در ایران و جهان بسیار بیشتر شده.عده ای بر این عقیده بودند این نقطه ضعف جمهوری اسلامی و سلاح قدرتمند غرب بر علیه ایران است. در علم رسانه مهمترین چیز پایین آوردن آستانه اعتماد مردم است اما در کنار آن رسانه ها و دولت ها مجبورند عاملی بنام تنوع را جهت جذب مخاطب تحمل کنند .تنوع و آستانه اعتماد عمومی در دو کفه ترازو اند ،هر کدام سنگین تر شوند طرف دیگر ترازو سبک تر خواهد شد .بنا به مثال فرض کنیم در این کشور فقط روزنامه های اصلاح طلب چاپ شوند ،تمام اصولگراها رغبتشان به خبرخوانی کم می شود اما قشر خاکستری اعتماد بیشتری به خبر ها پیدا می کنند چون انگار فقط یک زبان خبر را بیان می کند و بر عکسش هم درست است ،یعنی اگر فقط روزنامه های اصولگرا در خط خبر پراکنی باشند .اما این دو حالت یک ضعف دارد و آن اینکه یک نیمه از جامعه دیگر رغبتی به خبر خوانی پیدا نمی کند ،در حقیقت یک رسانه در یک جامعه مهجور شده و جامعه هدفش کوچک می شود اما وقتی دکه روزنامه فروشی انواعی از روزنامه ها با گرایشات مختلف را دارد ،همه روزنامه می خوانند و همه اصل خبر را قبول می کنند اما هیچ کدام تفسیر و بیان خبر را 100 درصد نمی پذیرند چون می بینند همین خبر در جایی دیگر به بیانی دیگر عنوان شده است یعنی آستانه اعتماد عمومی بالا می رود .بحرانی که امروز سرویس های اطلاعاتی غرب درباره ایران با آن مواجه شده اند دقیقا همین مطلب است ،آمریکا یک داستانی را می سازد ،مهندسی می کند ،تمام اعتبار و افتخارش را روی آن می گذارد و سرویس های خبری می شوند طلایه دار این حرکت اما آستانه اعتماد عمومی مردم بالا رفته و هیچ کس اخبار را از هر سرویسی که باشد 100 درصد قبول نمی کند.این یعنی شکست در همان پله اول .اما این شکست تفاوتهایی با دیگر شکست ها دارد .شکست رسانه هایی که دولتی کار می کنند یعنی در راستای منافع یک دولت و ضربه زدن به دیگر دولت ها حرکت می کنند در جلب اعتماد عمومی ،قدم بعدیش 100 درصد دیکتاتوری است ،حال دیکتاتوری سیاسی باشد ،نظامی ،نرم باشد یا سخت. دولتهای آمریکا و اروپا برای خواباندن خشم مردم در خیابانها چند هفته شبانه روز کار رسانه ای کردند ،آستانه اعتماد مردم به جایی رسیده که کار رسانه ای شکست خورد ،قدم بعدی دولت ها با چوب و چماق به خیابان آمدند و این می شود دیکتاتوری و از نوع سیاسی اش می شود قضیه هسته ای ایران که همه ی دنیا می دانند ایران در قضیه هسته ای مشکلی ندارد اما آمریکایی ها چون در کار رسانه ای شکست خورده اند و همچنین غربی مجبورند در آوردگاه سیاسی از راه دیکتاتوری سیاسی برای به کرسی نشاندن حرف خود استفاده کنند . باز هم به نوعی همه فکر می کنند تا اینجا همه چیز معادله به سود ایالات غیر متحده و نوچه هایش است اما فارغ از هیاهوی رسانه ها ،چه از نوع کاغذی و چه زبانی اش توجه به دو نکته ضروری است . نکته اول اینکه در دیکته سیاسی – عقیدتی دنیا ،دیکتاتوری فرزند شکست و پدر حماقت و پدربزرگ شکست بزرگتر است ! دوستی برایم از فضای سنگین رسانه ای ایالات متحده بر علیه ایران تعریف می کرد که آمانو گزارش داده ،یهودی ها با سارکوزی حمایت کرده اند ،بی بی سی فلان گفته ، اتاق خبر من و تو اینجور گفته ،صدای آمریکا احتمال حمله داده و ... من بر این باورم اینها خودشان عامل شکست اند چون بر خلاف خیلی ها عقیده دارم اینها با نوع خبر گوییشان باعث تشکیک در اذهان عمومی و بالا رفتن آستانه اعتماد عمومی شده اند .در حقیقت فرمولی بر رسانه ها حاکم است که می گوید وقتی مخاطبان تو به خبر تو فکر می کنند و خبر را آنطور که تو می خواهی نمی پذیرند سعی کن با چنان سرعت و حجمی خبر و تحلیل تولید کنی که مخاطب وقت وفرصت فکر کردن به اخبار تو را نداشته باشد و ابزار قضاوت از دستش گرفته شود !!! این را می گویند دومین نظام حاکم بر رسانه اما در هر حال بر این باورند همیشه مخاطب یک گام از رسانه جلوتر است ،مثل باکتریها که همیشه یک گام از آنتی بیوتیک ها جلوترند و امروز مخاطبان جدیدی ظهور کرده اند ! که اخبار را انتخاب شده می پذیرند و حاظر نیستند تراکم خبری را بروی ذهنشان تحمل کنند . در هر حال ما در این زمان نظام دوم رسانه ای را که تمام قد برای مقابله با کشورمان مورد استفاده قرار گرفته را مشاهده می کنیم .این از یک نظر خوب است که به مرور زمان مردم ما را به مخاطب نوع سوم تبدیل می کند که هر نوع خبری را نمی پذیرد و اخبارشان را انتخاب می کنند اما در زمان فعلی در این فضا نیستیم و مردم ما مخاطب نوع دوم محسوب می شوند .یعنی یک پله از مخاطب اول صعود کرده ایم و یعنی یک مرحله رسانه غربی در کشور ما شکست خورده و مجبور است با حجم خبر صداقت را جبران کند اما سنگین شدن کفه حجم و تنوع اخبار به ناچار کفه اعتماد عمومی را سبک کرده و آستانه اعتماد عمومی مردم ما بالا می رود که خود شکستی دیگر بر پیکره رسانه غربی است و از همین رو انسان غربی مجبور است این شکست ها را با دیکتاتوری جبران کند و مثلا بیاید و از طریق آمانو و آژانس انرژی اتمی گزارش بدهد و به ملت ما فشار بیاورد . همیشه شکست رسانه ها سبب دیکتاتوری دولت ها می شود و دیکتاتوری حماقت و سپس شکست بزرگتر را به دنبال خود دارد .سالها پیش آمریکایی ها دو ساختمان تجاری در آمریکا را قربانی کردند تا بتوانند ساختمان جدیدی بنام خاورمیانه جدید بسازند ! تمام رسانه هایشان را بسیج کردند بر علیه القائده و صدام و ایران و کره شمالی و ... شاید انتظار داشتند این هجمه رسانه ای بتواند مردم این کشورها را برای حمله آمریکا آماده کند اما با وجود تمام جنایات طالبان و صدام ،مردم این دو کشور وضعیت موجود را بر حمله آمریکا ترجیح می دادند ! رسانه ها شکست خورده بودند .سازمان ملل هم حمله به این دو کشور را تایید نکرد .دیکتاتوری شروع شد .بوش شخصا مسئولیت را بر عهده گرفت و این دو کشور اشغال شد .شاید در نظام دیکتاتوری آمریکا احساس می شد ظرف چند ماه بعد ایران هم اشغال می شود اما دیکتاتوری پدر حماقت و پدربزرگ شکست است ،پس از سالیان سال کشته و زخمی دادن یانکی ها در زمین عراق و افغانستان و در حالیکه نظام سیاسی شیعی مذهب کاملا وابسته به ایران در عراق و گروه مجاهدین مورد حمایت ایران در افغانساتان بر مسند قدرت نشته اند و در حالیکه خود آمریکایی ها خوب می دانند تمام آنچه را کشته اند ایران درو خواهد کرد ،در حال تخلیه این دو کشورند تا پس از سالها دیپلماتی پیدا شود و بگوید ما بخاطر دیکتاتوری شکست خوردیم و امروز بار دیگر فضایی البته سبک تر از آنزمان دوباره بر علیه ایران حاکم شده است.کمی باید صبور بود و من بر این باورم ایالات غیر متحده ،کشته های بسیاری در دنیا دارد که ما درو کننده آن خواهیم بود !!! نکته دوم نکته دوم وعده خداوند متعال است .خدا در قرآن می فرماید : ((کافران اموالشان را انفاق می کنند برای اینکه مردم را از دین خدا باز دارند .پس بزودی اموالشان را انفاق می کنند اما باعث حسرت آنها خواهد شد و آنگاه مغلوب نیز خواهند شد ... )) سوره انفال –آیه36 طبقه بندی: سیاسی، برچسب ها: گزارش آمانو، کانکس های اتمی، گزارش آژانس انرژی اتمی، ایالات غیر متحده آمریکا، سارکوزی دلقک، اوباما، حقوق بشر، حقوق زن، آزادی زنان، مبارزه با جمهوری اسلامی، [ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 01:55 ق.ظ ] [ سعید دهقانی ]
[ نظرات ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||